فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۹۴۹۱
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۴ - ۲۰-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۹۴۹۱
انتشار: ۱۰:۰۴ - ۲۰-۰۳-۱۴۰۵
ترازوی «زرنگی» با دزدی‌های معمولی نگران کننده است

7 پرده از سقوط اخلاقی در معاملات روزمره

سقوط اخلاقی جامعه با تورم و گرانی
  وقتی در هر معامله و مواجهه‌ای لرزه بر اندام تان می‌افتد و احساس شما می‌گوید دست بالای دست بسیار است و هر لحظه ممکن است کسی از شما زرنگ‌تر باشد، یعنی محیط به غایت غیر‌اخلاقی است. این احساسِ مداومِ ناامنی، نشان‌دهنده آن است که ما انگار دیگر در یک جامعه زندگی نمی‌کنیم، بلکه در یک میدان جنگِ پنهان برای غارتِ یکدیگر گرفتار شده‌ایم.


   عصر ایران؛  محسن سلیمانی فاخر-   وقتی در هر معامله و مواجهه‌ای لرزه بر اندام تان می‌افتد و احساس شما می‌گوید دست بالای دست بسیار است و هر لحظه ممکن است کسی از شما زرنگ‌تر باشد، یعنی محیط به غایت غیر‌اخلاقی است. این احساسِ مداومِ ناامنی، نشان‌دهنده آن است که ما انگار دیگر در یک جامعه زندگی نمی‌کنیم، بلکه در یک میدان جنگِ پنهان برای غارتِ یکدیگر گرفتار شده‌ایم.
7 روایت‌ زیر، 7 پرده از این سقوط اخلاقی در معاملات روزمره ماست:

۱. فریبِ حجم؛ فروختنِ هوا به جای کالا  

مدتی پیش دوستی روایت می‌کرد که از یک فروشنده دوره‌گرد وانتی، مقدار زیادی قارچ خرید. به دلیل ظاهر حجیم قارچ‌ها، گمان می‌کرد وزن آن‌ها حداقل یک کیلوگرم است، اما پس از وزن کردن دقیق مشخص شد که فروشنده با سوءاستفاده از ظاهر کالا، تنها ۳۵۰ گرم قارچ را به جای یک کیلو به او فروخته است.

۲. ترازوهای کنترل ‌از راه دور؛ تکنولوژی در خدمت غارت  

در جریان فروش ضایعات کابینت منزل، هر بار که خریدار وزن‌کشی می‌کرد، عدد ترازو از ۳۵ کیلوگرم فراتر نمی‌رفت، در حالی که حدسم وزنی بسیار بیشتر بود. روز بعد خریدار دیگری پرده از این راز برداشت؛  برخی از این خریداران با استفاده از ریموت‌کنترل، نمایشگر ترازو را دستکاری می‌کنند تا وزنی کمتر از واقعیت را نشان دهد.

۳. شگردهای نوینِ باج‌گیری؛ از توافق تا بلوا 

 از طریق سامانه دیوار، تعمیرکاری را برای تعمیر چرخ خیاطی خواستم.  با وجود توافق اولیه بر سر قیمت، پس از پایان کار، وی زیر شرط زد و با ایجاد جاروجنجال و هیاهو، مبلغی معادل دو برابر قیمت توافق شده را به زور گرفت.

۴. کلونی‌های کم‌فروشی 

روایت‌ها حاکی از آن است که در برخی بورس‌های فروش وانتی در بعضی مناطق دست کاری ترازو نه یک تخلف فردی، بلکه به یک میثاق جمعی تبدیل شده است؛ گویی تمام فروشندگان آن منطقه بر سر کم‌فروشی با هم به تفاهم رسیده‌اند.

۵. کاسبی از استیصالِ همسایه در روزهای سخت 

 در دوران جنگ، زمانی که شیشه‌های منزل در اثر انفجار ‌شکست، قیمت‌گذاری شیشه‌برها در سایت دیوار تفاوت‌های فاحشی داشت. یکی قیمت پایه را ۵۰۰ واحد اعلام می‌کرد اما با افزودن هزینه‌های تراشیده شده مثل چسب و حمل، آن را به ۱۲۰۰ می‌رساند و دیگری از همان ابتدا قیمت میلیونی مطالبه می‌کرد. گویی در اوج نیاز مردم، انصاف به کلی از یاد رفته بود.

۶. پزشک یا ماشینِ امضا؟؛ تنزل کرامت بیمار 

 در مراجعه به یک پزشک عمومی، حتی فرصت نکردم یک کلمه درباره بیماری صحبت کنم. پزشک بدون کمترین توجه یا معاینه، با اخم و ترش‌رویی نسخه‌ای نوشت و مرا مانند یک شیء زاید از اتاق بیرون کرد تا نفر بعدی وارد شود.

۷. نانِ زردچوبه‌ای؛ دور زدنِ قانون به بهای سفره مردم 

 نانوایی‌ها هر روز با وزن‌هایی نامشخص، قیمت‌های جدیدی ابداع می‌کنند. اجبار مشتری به خرید نان با افزودنی‌های مختلف مثل کنجد، حالا به نانوایی‌های تافتون هم رسیده است؛ آن‌ها با زدن مقداری زردچوبه به نان، قیمت را به بهانه ویژه بودن، تا سه برابر افزایش می‌دهند.


ما به کجای این شبِ تیره نگریسته‌ایم؟

روایت‌های بالا، برشی هولناک از یک فروپاشی اخلاقی در بطن جامعه‌ای است که در آن مفهوم برکت و رزق حلال، زیر چرخ‌دنده‌های طمع و بی‌قانونی خرد شده است. ما با وضعیتی روبه‌رو هستیم که در آن زرنگی نه به معنای هوش، بلکه به معنای توانایی در دریدن حق دیگری تعریف می‌شود. 

یکی از سمی‌ترین استدلال‌هایی که امروزه در صف نانوایی یا هنگام معامله شنیده می‌شود، این است که می‌گویند: وقتی کار به دستانی می‌خورند و اختلاس می‌کنند، چرا ما نکنیم؟ این منطق، تیر خلاصی به پیکره اخلاق است. این یک مغالطه ویرانگر است که فساد ساختاری در سطوح بالا را به مجوزی برای رذالت در سطوح پایین تبدیل می‌کند. کسی که با ریموت، ترازو را جابه‌جا می‌کند، در حقیقت همان اختلاس‌گری است که هنوز فرصت و دسترسی به بیت‌المال را پیدا نکرده است؛ تفاوت این دو نه در ماهیت، بلکه تنها در ابعادِ سرقت است.

جامعه‌ای که در آن نانوا با زردچوبه زدن به نان، فراتر از حقِش  را از مردم می‌گیرد، دچار یک سقوط شده است. برخی این رفتارها را به دیگران نسبت می‌دهند و می‌گویند چون دیگری کم‌فروشی کرد، من هم می‌کنم. این یعنی ما در حال بازتولید یک زنجیره بی‌پایان از دزدی هستیم که در آن همه هم‌زمان هم قربانی هستند و هم جلاد. 

بسیاری می‌گویند نظارت دولتی کم است، اما پس نقش مردم کجاست؟ آیا باید بالای سر هر شیشه‌بر و هر اتاق معاینه‌ای، یک بازرس ایستاده باشد؟ حقوق مردم نسبت به یکدیگر در زیر آوارِ توجیه‌های پوچ دفن شده است. ما به جای اینکه نگهبان حق هم‌نوع باشیم، به تماشاگرانی تبدیل شده‌ایم که در مسابقه بقا، به هر قیمتی به دنبال سهم بیشتری هستیم. این وضعیت، توصیفِ جامعه‌ای است که در آن اطمینان مرده است.

 وقتی شیشه‌بر در روزهای سخت جنگ، از استیصال مردم کیسه می‌دوزد، یعنی رشته‌های پیوند اجتماعی گسسته شده است. ما به جای اصلاح، به کم‌فروشی و کم‌کاری پناه برده‌ایم تا خشم خود از ساختارهای بزرگ را سرِ هم‌سایه‌مان خالی کنیم. این مسیر، انتهای دشواری دارد؛ جایی که دیگر هیچ ریموت‌کنترلی نمی‌تواند وزنِ سنگینِ بی‌اخلاقی را از روی دوش این جامعه بردارد. اگر امروز به حقِ خود راضی نباشیم، فردا همه ما طعمه  زرنگی‌های یکدیگر خواهیم شد.

برچسب ها: غارت ، تورم ، جامعه
ارسال به دوستان
captcha
عارف: بنزین غیراستاندارد تولید می کنیم تا خودروها 3 لیتر بیشتر بنزین داشته باشند! زنان موتور سوار در تصادفات حمایت بیمه‌ای ندارند/ دختران ۱۶ ساله موتور سواری می کنند سایت عادل فردوسی‌پور رفع فیلتر شد زیدآبادی: طبق گفته رحیم پور ازغدی، "پژمان جمشیدی" خلاف شرع نکرده هوش مصنوعی در نقش پیش‌گو؛ آیا ابزارهای هوشمند می‌توانند آینده علم را پیش‌بینی کنند؟ تصویر رنگی‌شده از «بادیگاردهای پسر ناصرالدین شاه» نشست فعالان زن با پزشکیان/ یک سر و گردن بالاتر از جلسات دیگر حسی مرموز که بیشتر از آنچه فکر می کنید برای سلامت مهم است تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمون‌های جنسی می‌گذارد لو رفتن «GTA» برای مایکروسافت و دیسکورد دردسرساز شد حمله روسیه به مرکز خرید در اوکراین / 16 کشته، 9 مفقودی و 130 زخمی درمان های باستانی که هنوز در دنیای مدرن حرفی برای گفتن دارند دانشگاه تهران اطلاعیه داد پیش‌بینی وضعیت هوا طی چند روز آینده/ رگبار و رعدوبرق شدید در ۸ استان کره جنوبی تانک هیدروژنی K3 را با طراحی الهام گرفته از بمب‌افکن B-21 می‌سازد
نظرسنجی
با توجه به بحرانی شدن وضعیت بنزین در ایران، شما کدام روش را برای مدیریت آن بهتر یا کم ضررتر می دانید؟