عصر ایران؛ جواد لگزیان - کتاب تاریخ جدید ژاپن، منبعی کامل برای کسب اطلاعات از اصلاحات اساسی و گستردهای است که در ژاپن در دورهی حکومت امپراتور میجی رخ داد. با انجام این اصلاحات در قرن نوزدهم ژاپن، به عنوان کشور آسیایی، موفق شد با برنامهریزی درست و هدفمند در مدت ۴۰ سال، از ۱۸۵۳ تا ۱۸۹۳، خود را از یک کشور معمولی و سنتی به کشوری صنعتی و مدرن تبدیل کند و ساختارهایی نوین در عرصۀ داخلی کشور به وجود آورد.
در ابتدای کتاب ما شاهد حکومت شوگونها بین سالهای ۱۱۸۵ تا ۱۸۶۸ هستیم. شوگون یعنی قائم مقام نظامی امپراتور که با اینکه از سوی امپراتور گماشته شده بود اما در عمل حکومت را به دست داشت.
حکومت شوگونها سالهای سال در ژاپن برقرار بود: سلسله مراتب تقریباً ثابت بود که از بالا به پایین شامل ساموراییها، کشاورزان، صنعتگران و تاجران میشدند. در حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از جمعیت را کشاورزان تشکیل می دادند.
ساموراییها و وابستگان آنها شش تا هفت درصد جمعیت را شامل می شدند. و آنها یک نیروی نظامی ثابتی را تشکیل می دادند که وظیفۀ اصلیشان حفظ امنیت داخلی ژاپن بود. نمایندۀ محلی قدرت در روستا، کدخدا بود و او معمولاً کشاورزی بود که ثروت بیشتری از بقیه داشت. هرچند ساموراییها در حکومت شرکت می کردند، ولی در مدیریت روزانۀ کشاورزی دخالتی نداشتند...
ساموراییها جز وفاداری نسبت به اربابان خود وظیفهای نمی شناختند. این وظیفه از وظایف پدری و فرزندی نیز بزرگتر و مهمتر شمرده می شد. بسیاری از ساموراییها پس از مرگ ارباب خود دست به خودکشی می زدند تا در دنیای دیگر هم کمر به خدمت او ببندند.
در کتاب شرح دههها دوری ژاپن از جهان خارج و انزوای این کشور آمده است اما سرانجام در ژوئن ۱۸۵۳ یک هیئت خارجی به فرماندهی پری پیام رئیسجمهور ایالات متحده را به شوگون رساند و در مارس ۱۸۵۴ اولین موافقتنامۀ تجاری ژاپن با یک کشور غربی بسته شد.

رابطه با کشورهای خارجی به سرعت توسعه یافت بطوریکه: در ۱۸۶۵ فرانسه پیشنهاد کمک فنی برای ساخت یک کارخانۀ کشتیسازی و ذوب آهن کوچکی در یوکوهاما و سپس پیشنهاد ساخت یک بارانداز در یوکوسوکا را داد که هر دو قرار بود از طریق سود حاصل از یک شرکت تجاری ژاپنیفرانسوی فعال در معاملات ابریشم تأمین مالی شود. قرارداد دیگری در نوامبر ۱۸۶۶ امضا شد که مطابق آن یک هیئت نظامی فرانسوی برای نوسازی ارتش شوگون اعزام می شد.
در این نقطه کتاب سراغ تحولات داخلی ژاپن می رود: در ژوئیۀ ۱۸۶۷ پیشنهادهایی مطرح شد که باید شوگون برکنار می شد و قدرت سیاسی را به امپراتور باز می گرداند. مجالس اجازه داشتند قراردادهایی با غرب ببندند. این پیشنهادها نشان از بیانیههای سیاسی آغازین عصر میجی داشت.
و سرانجام دوره میجی آغاز شد: با به حکومت رسیدن موتسوهیتو (میجی) در ۱۸۶۸، ژاپن وارد یک دوران تحول گردید، که اگر خوب هدایت نمی شد، باعث نابودی کشور و تسلط بیشتر غربیها می شد. ژاپنیها یک برنامه مدرنسازی با شعار «کشور ثروتمند و ارتش قوی» را در دستور کار قرار دادند.
در این زمان افراد کاردان موفق شدند که اشکالات و ایرادها را به خوبی شناسایی کرده و در پی رفع آنها برآیند. برای نمونه می توان ایجاد ارتش مدرن و تدوین قانون اساسی را نام برد.
افرادی که در حال برنامهریزی برای یک ارتش مدرن بودند، به خوبی تشخیص دادند که سنت و قواعد ساموراییها برای ایجاد یک ارتش نوین، بسیار دست و پاگیر است و روشهای ساموراییها برای ایجاد یک ارتش فئودالی -و نه مدرن- مفید است؛ پس در ارتش مدرن جایی برای ساموراییها وجود ندارد.
از نظر مسئولان جدید ارتش، یک سامورایی نمی تواند درجات نظامی، قدرت فرماندهان و رفتاری را که با آنها در ارتش میشود را به خوبی درک کند، و یا خود را با آن تطبیق دهد. هرچند فرماندهان رده بالا در ابتدا از خانداآنهای سامورایی بودند، ولی نیروهای وظیفه و افسران فارغالتحصیل از دانشکدۀ افسری به نوع دیگری آموزش می دیدند، که ساموراییها برای آن خوب به شمار نمی رفتند.
در بین سال های 1868 تا 1881 دولت دو اولویت داشت که عبارت بود از: توسعۀ صنایع دفاعی، زیرا نیروی نظامی در مذاکرات با غربیها نقش مهمی ایفا میکرد، تا بر اساس برابری، مذاکرات صورت بگیرد. و تجارت خارجی، چون در ابتدا ارزش پولی واردات از خارج بیشتر از صادرات ژاپن به آن کشورها بود. مازاد تجاری برعلیه ژاپن قرار داشت، زیرا واردات ژاپن از نظر پولی بیشتر از صادرات بود.
در ادامه بحث آمده است که دولتمردان ژاپن برای روابط بینالملل ارزش زیادی قائل شدند، در نتیجه ژاپنیها سعی کردند تا روشها و قوانین بینالمللی را بهخوبی یاد بگیرند، تا به زیر سلطه غربیها نروند.
همچنین خاطرنشان می شود که دهه ۱۸۷۰ به بعد ژاپن با سرعت زیاد فنّاوریهای جدید را وارد کشور نمود. دولت ژاپن فعالیتهای زیادی انجام داد تا ورود فنّاوریهای جدید به درون ژاپن سرعت بگیرد؛ پس کارهایی مانند تأسیس تعداد زیادی دانشگاههها و مدارس هنرستانی را انجام داد، تا تعداد افراد متخصص، تکنسین و تحصیل کرده در ژاپن بیشتر گردد، و تا از آنها برای پیشرفت صنعت، معدن و کشاورزی در ژاپن استفاده نمایند.
کتاب از ورود شرکتهای خصوصی به چرخه رقابت و تجارت می گوید: دولت برای اینکه در تجارت دخالت نکند و رقابت میان شرکتها به وجود آید؛ کارخانههایی که زیانده بودند را با قیمت پایین به فروش رسانید، تا از آنها راحت شده و شرکتهای بزرگ بتوانند گسترش یابند و این شرکتها وارد رقابت با یکدیگر شوند.
برای نمونه کارخانۀ ریسندگی هیروشیما که دولت برای آن ۴۹ هزار ین خرج کرده بود، با ۱۲ هزار ین به سرمایهگذاران خصوصی فروخته شد. در نتیجه تعدادی از این کارخانههای دولتی را به این صورت به شرکتهای خصوصی واگذار کردند. بعضی از شرکتهای خصوصی با یکدیگر متحد شده و گروههایی به وجود آوردند، که معروفترین آنها گروهی به نام زایباتسو است.
برای مثال کارخانۀ ابریشمریسی تومیوکا به میتسویی ، کشتیسازی ناگاساکی به میتسوبیشی، واحدهای سیمان و آجر به فوروکاوا و معادن گوناگون به آسانو و کوهارا تعلق گرفتند که همه در گروه زایباتسو عضویت دارند. پس از سال ۱۸۸۵ این اعمال اقدامات بر اقتصاد ژاپن تأثیر گذاشتند، و به ابتکارات بخش خصوصی بیشتر از بخش دولتی تاکید می شد.
و به این ترتیب ساموراییها هم وارد عرصه تجارت شدند: یکی از افرادی که شرکت خصوصی کشتیرانی تأسیس کرد فردی به نام ایواساکی یاتارو (۱۸۳۵- تا ۱۸۸۵)، سامورایی پیشین طایفۀ توسا، بود، که در سال ۱۸۷۳ شرکت میتسوبیشی را بنیانگذاری کرد.
این شرکت سپس تولید کننده ماشینآلات الکتریکی، موتورهای احتراق داخلی و کشتی سازی در کشور شد. میتسوبیشی کارخانه کشتی سازی ناگاساکی را با کمتر از نیمی از آنچه دولت در آن سرمایهگذاری کرده بود، خریداری کرد. این شرکت خصوصی در آیندۀه اقتصادی ژاپن نقشی مهمی ایفا کرد.
اما چرا ژاپن در ادامه پیشرفت خود با کشورهای دیگر درگیر شد. کتاب پاسخ می دهد؟ ژاپن با انجام اصلاحات و پایهگذاری مناسب زیرساختها، تأسیس کارخانجات مهم و ضروری در کشور، به یک کشور مدرن تبدیل گردید، ولی کشور دچار کمبود منابع کشاورزی و معدنی بود، پس به خارج محتاج بود. به همین دلیل مجبور شد به خارج از مرزهای خود نگاهی بیندازد و سعی کند در سرزمینهای اطراف، به دنبال زمین و منابع لازم برای خود باشد.
کمبود منابع معدنی و و کم بودن زمینهای قابل کشاورزی از مهمترین دلایل توسعهطلبی ژاپن است. توسعهطلبی ژاپن، گاهی با مذاکره -مانند گرفتن جزایر ریوکیو و کوریل- و بعضی مواقع با نیروهای مسلح -مانند جنگ چین و روسیه- همراه بود. بهدلیل توسعهطلبی آنها، ژاپنیها مجبور شدند در سیاست بینالمللی فعال باشند، تا به خواستههای مورد نظر خود برسند...
کتاب تاریخ جدید ژاپن (دوران طلایی ژاپن با اصلاحات میجی ۱۸۵۳ تا ۱۹۴۱) نوشته محمد سرخی را انتشارات آرمان رشد در ۲۴۸ صفحه رهسپار بازار کتاب کرده است