فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۴۲۸۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۱ - ۲۳-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۴۲۸۲
انتشار: ۰۹:۰۱ - ۲۳-۰۵-۱۴۰۵
تنش با ایران و بحران اقتصادی در آستانۀ انتخابات میان‌دوره‌ای؛ تحلیلی از استفن کالینسون در سی‌ان‌ان

ترامپ در تله‌ای مشابه تجربۀ کارتر

س
این بار مسیر صادراتِ نفت از تنگۀ هرمز به اهرمِ فشار ایران تبدیل شده. این وضعیت دستِ جمهوری اسلامی را باز گذاشته تا در فصلِ انتخابات آمریکا، بر محبوبیتِ رئیس‌جمهور اثرگذار باشد؛ دقیقاً به همان نحو که رأی‌دهندگانِ آمریکایی در دوران کارتر، به دلیل افزایشِ قیمت انرژی و وضعیت اقتصادی از رئیس‌جمهور روی‌گردان شدند

عصر ایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل) _ دونالد ترامپ در آستانۀ انتخابات میان‌دوره‌ای با وضعیتی مواجه شده که یادآور دوران افولِ کارتر است. همگرایی بحران‌های خارجی به‌ویژه در ارتباط با جنگ ایران و بی‌ثباتی اقتصادی در داخل، به نقاط ضعفِ رئیس‌جمهور بدل شده‌اند. نویسنده می‌گوید بحران گروگان‌گیری آمریکایی‌ها در تهران در سال 1980، موقعیت سیاسی کارتر را متزلزل کرد و او را به شکست سوق دارد. حالا هم بحران تنگۀ هرمز، اهرمی در اختیار ایران قرار داده تا در حساس‌ترین مقطع سیاسی آمریکا، عملکرد حیاتی‌ترین شریان انرژی در جهان را مختل کند و فشار بر دولت ترامپ را افزایش دهد.

در جبهۀ داخلی، واقعیات‌های اقتصادی با روایت‌های تبلیغاتیِ دولت در تضادند. افزایش قیمتِ انرژی، تورم در بخش مسکن و مواد غذایی و نشانه‌های ضعف در بازار کار، ادعای ترامپ مبنی بر دستیابی به «عصر زرین اقتصادی» را با تجربۀ زیسته و روزمرۀ آمریکایی‌ها به چالش می‌کشند. در این بین، انتشار گزارش آمار اشتغالِ ماه جولای، درست در آستانۀ انتخابات ماه نوامبر، شکاف بین ادعاهای دولت و واقعیت‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است.

ترامپ در این شرایط با دوگانۀ دشواری روبه‌روست؛ یا باید به فشار بر ایران ادامه دهد و ریسکِ تنش‌های نظامی و اقتصادی را بپذیرد، یا به سراغ توافقی برود که از نظر سیاسی هزینه‌بر است. مسئلۀ اصلی در این برهه، سرنوشت جنگ یا مناقشه نیست؛ پرسش اساسی این است که آیا ترامپ می‌تواند پیش از انتخابات، راه خروج از بن‌بستی بیابد که در تلاقیِ سیاست‌های خارجی و اقتصادی‌اش برپا کرده است؟

سی‌ان‌ان؛ استفن کالینسون؛ 11جولای 2026

دونالد ترامپ با دو نقطه‌ضعفِ جدی روبه‌روست؛ دو مسئله که می‌توانند به جمهوری‌خواهان در انتخاباتِ میان‌دوره‌ای آسیب بزنند و میراث سیاسیِ دورۀ دومِ ریاست‌جمهوری‌اش را خدشه‌دار کنند. او به‌نحو عجیبی خود را در قبال ایران، آسیب‌پذیرکرده؛ آسیب‌پذیرتر از هر رئیس‌جمهور دیگر از زمان جیمی کارتر تاکنون و جمهوری اسلامی می‌تواند مثل بحران گروگان‌گیری 1980، با افزایش فشار بر رئیس‌جمهور آمریکا بر فضای سیاسی این کشور در آستانۀ انتخابات ملی تأثیر بگذارد.

ترامپ هفتۀ گذشته پیش‌بینی کرده بود به‌زودی توافقی برای بازگشایی تنگۀ هرمز حاصل خواهد شد، ولی تهران که حالا در برابر این ابرقدرتِ جهانی دست ‌بالا را یافته، شروطِ سخت‌گیرانه‌تری مطرح کرده است. ترامپ در داخل آمریکا هم با مشکلی جداگانه اما مرتبط روبه‌روست؛ تأثیر جنگ بر قیمت انرژی، نگاه رأی‌دهندگان به وضعیت اقتصادی را بیش از پیش منفی کرده و دولت وارد همان چرخه‌ای شده که در آن، رئیس‌جمهور و مقام‌های اجرایی مدام به‌دنبال نشانه‌های امیدوارکننده در داده‌ها می‌گردند. در نگاه رأی‌دهندگان اما چیزی جز بی‌توجهیِ مسئولان به مشکلات دیده نمی‌شود. عواملی مثل انتشار گزارش اشتغال نیز بر وخامت ماجرا افزوده‌اند، آن هم در حالی که انتخاباتِ ماه نوامبر در شرف وقوع است.

ترامپ در تله‌ای مشابه تجربۀ کارتر

فضای سیاسیِ جمهوری‌خواهان روزبه‌روز تیره‌تر می‌شود و گویا در چنین شرایطی رهبر حزب از واقعیت‌ها بی‌خبر است. انگار خیلی از پست‌های آخر هفتۀ ترامپ در شبکه‌های اجتماعی به‌دست مخالفانش نوشته شده‌اند تا رئیس‌جمهوری غافل از مشکلات مردم را به نمایش بگذارند. محتوای پست‌ها خنده‌دار است. افکار عجیبی دارد و انگار در جهان دیگری سیر می‌کند. عکسی از خود در کنار «گری پلیر» (اسطورۀ گلفِ آفریقای جنوبی) منتشر کرده و عکسی هم از عملیاتِ احداث زمین گلف، پستی دربارۀ پایگاه پهبادیِ شبیه‌سازی‌شده در پشت‌بامِ سالن رقصِ کاخ سفید، پستی از بازسازیِ حوضچۀ یادبودِ بنای لینکلن و مجسمه‌های زرین در همان حوالی. او مدعی مهار تورم است، اما بیش از آنکه به رئیس‌جمهوری با ایده‌‌های نوآورانۀ اقتصادی شباهت داشته باشد، به سیاستمداری می‌ماند که می‌کوشد میراث مادی و فیزیکی از خود بر جای بگذارد.

البته ترامپ همین آخر هفته پیروزی سیاسی داشت؛ سنا با اختلافی ناچیز، «تاد بلانش» (وکیل سابق ترامپ) را به‌عنوان دادستان کلِ ایالات متحده تأیید کرد. احتمالاً این پیروزی بیش از آنکه خوشایند رأی‌دهندگان باشد، برای رئیس‌جمهور نویدبخش است. فارغ از این موضوع، کنگره وارد تعطیلات تابستانی شده و نمایندگان، واشنگتن را ترک کرده‌اند.

پس در چنین شرایطی، لایحۀ محدودیت‌های انتخاباتی (طرح مورد حمایت ترامپ موسوم به save act) توان عبور از کنگره را ندارد. ماه تلخِ آگوست برای رئیس‌جمهور با ضربات متعدد همراه شده و در این راستا، بنیامین نتانیاهو هم یکی از دستاوردهای ترامپ یعنی طرح «خلع سلاحِ حماس در غزه» را رد کرده است.

آیا ممکن است دموکرات‌ها با اشتباهاتشان، به ترامپ فرصت دهند تا از این مخمصۀ سیاسی جان سالم به در برد؟ چنین وضعیتی برای رئیس‌جمهوری که حزبش در آستانۀ انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد، بسیار خطرناک است. «آرون بلیک» (از تحلیل‌گران سی‌ان‌ان) روز یکشنبه اشاره کرد که نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهند ترامپ، موهبتِ سنتی جمهوری‌خواهان را در دو حوزۀ امنیت ملی و اقتصاد از دست داده است. او همیشه از شکستنِ قواعد مرسوم سیاسی سود برده و از بازگشتِ تاریخی‌اش به سیاست کمتر از دو سال گذشته، اما انتخابات ماه نوامبر لزوماً به سود او تمام نخواهد شد.

ترامپ در تله‌ای مشابه تجربۀ کارتر

وقتی مطرودِ سیاسی بود، شانس بیشتری برای موفقیت داشت، همان‌طور که در انتخابات 2016 و 2024 نیز چنین بود؛ اما اکنون بخشی از ساختار سیاسی حاکم است. پیش‌ از این، هرگاه مجبور شد از کارنامه‌اش دفاع کند (مانند انتخابات 2018 و 2020) ضعیف‌تر عمل کرد. او نمی‌خواهد بپذیرد رأی‌دهندگان چه احساسی دارند و هفتۀ گذشته به پانچ ‌بول ‌نیوز گفته بود: «رأی‌دهندگان از من عصبانی نیستند؛ از جمهوری‌خواهان عصبانی‌اند.» با این حال، شاید دموکرات‌ها در ماه‌های اخیر فرصتی برایش رقم بزنند. پیروزی نامزدهای سوسیال‌دموکرات و ترقی‌خواه در انتخابات مقدماتی، می‌تواند این تصور را برایش ایجاد کرده باشد که در برابر موجِ چپ‌های افراطی ایستاده است.

دموکرات‌ها ممکن است با وضعیتی مشابه شورشِ جریان «تی‌پارتی» در حزب جمهوری‌خواه مواجه شوند؛ یعنی با نامزدکردن چهره‌هایی که رأی‌دهندگانِ میانه‌رو و حومه‌نشین --که غالباً نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخابات دارند-- را از خود می‌رانند، کرسی‌های پیروز را از دست بدهند. با این حال، دموکرات‌های ترقی‌خواه معتقدند همین درهم‌ریختگیِ سیاسی می‌تواند زمینه‌ساز جهش انتخاباتی در رأی‌دهندگانی شود که از ترامپ ناراضی‌ و از ساختار میانه‌رو و سنتیِ حزب دموکرات نیز بیزارند؛ به‌ویژه پس از آنکه کارزارهای انتخاباتی ناموفقِ جو بایدن و کامالا هریس، بازگشت ترامپ به کاخ سفید را تسهیل کردند. «عبدالرحمن محمد السید» (پزشک مصری‌تبار و نامزد جناح پیشرو حزب دموکرات در انتخابات مقدماتی سنا در میشیگان)، روز یکشنبه بر آسیب‌پذیریِ ترامپ در حوزۀ اقتصاد تمرکز کرد؛ رویکردی که نشان از تغییر موضعِ انتخاباتی‌اش پس از رقابت مقدماتیِ پرتنش در ایالتی تعیین‌کننده داشت.

ترامپ در تله‌ای مشابه تجربۀ کارتر

السید در گفت‌و‌گو با جِیک تَپِر (خبرنگار ارشد سی‌ان‌ان و مجری برنامۀ «استیت آو دِ یونیون» می‌گوید: «اختلافاتی که درباره‌شان بحث کردیم در برابر اشتراکاتی که با هم داریم ناچیزند؛ از جمله مسئولیت مشترکمان برای ایستادن در برابر دونالد ترامپ و مقابله با شیوه‌ای که او از قدرتش برای منافع شخصی و افزایش ثروتِ خانواده‌اش استفاده کرده، نه برای بهبود وضعیتِ مالی شهروندان.»

ترامپ در مواجهه با ایران هم دستاوردی ندارد و همان‌طور که می‌بینیم، ایران در برابر ایالات متحده قد علم کرده است. این کشور در سال 1980 با گروگان‌گرفتنِ 52 آمریکایی در تهران، بر انتخاباتِ ریاست‌جمهوری آمریکا فشار وارد کرد؛ بحرانی که 444 روز ادامه یافت. از آن زمان 46 سال گذشته و مسئله دیگر، گروگان‌های بازداشت‌شده نیستند. این بار مسیر صادراتِ نفت از تنگۀ هرمز به اهرمِ فشار ایران تبدیل شده است. این وضعیت دستِ جمهوری اسلامی را باز گذاشته تا در فصلِ انتخابات آمریکا، بر محبوبیت رئیس‌جمهور اثرگذار باشد؛ دقیقاً به همان نحو که رأی‌دهندگانِ آمریکایی در دوران کارتر، به دلیل افزایشِ قیمت انرژی و وضعیت اقتصادی از رئیس‌جمهور روی‌گردان شدند.

طنز ماجرا اینجاست که ترامپ ظاهراً از نقش تاریخی ایران در تحمیل فشار سیاسی بر کارتر، کاملاً آگاه است. بسیاری از مورخان معتقدند بحران گروگان‌گیری در شکست جیمی کارترِ دموکرات (با گذراندن یک دوره از ریاست‌جمهوری‌اش) و پیروزی رونالد ریگانِ جمهوری‌خواه، نقش مهمی داشت. ترامپ، روز چهار ژوئن، در توضیح اینکه چرا دستور عملیاتِ نیروهای ویژه برای تصرفِ مواد هسته‌ای ایران از تأسیساتِ زیرزمینی این کشور را صادر نکرده، گفت: «نمی‌خواستم جیمی کارتر باشم... حسِ کارتر بودن نداشتم.» اشاره‌اش به عملیات «پنجۀ عقاب» بود؛ عملیاتی فاجعه‌بار در سال 1980 برای آزادکردنِ گروگان‌های آمریکایی. این عملیات به دلیل شرایط نامساعد جوی لغو شد و با برخورد بالگردch53  با هواپیمای ترابریِ c130 در صحرای طبس به فاجعه انجامید. هر هشت نظامیِ حاضر در حادثه کشته شدند و گروگان‌ها نجات نیافتند.

ایران 20 دقیقه پس از ادای سوگندِ رونالد ریگان به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید در ژانویۀ 1981، گروگان‌ها را آزاد کرد.

اقتصاد آمریکا نسبت به سال 1980 مقاوم‌تر شده، اما نتوانسته از اثرات جنگ در امان باشد. براساس داده‌های انجمن اتومبیل آمریکا (AAA)، میانگین قیمت بنزین در سراسر کشور، بار دیگر از مرز 4 دلار در هر بشکه گذشته است. رأی‌دهندگان از قیمت بالای انرژی خشمگین‌اند و هم‌زمان با مشکلات لاینحلِ هزینۀ مسکن و خدمات درمانی دست‌و‌پنجه نرم می‎کنند. روز دوشنبه، قیمت نفت 0.4درصد افزایش یافت و به 78.49 دلار در هر بشکه رسید. علت آن است که امیدِ دستیابی سریع به توافقی برای بازگشاییِ تنگۀ هرمز کاهش یافته است.

دولت ترامپ بارها گفته به محض بازگشاییِ تنگه، فشار اقتصادی به‌سرعت کاهش خواهد یافت، ولی چُنین اظهاراتی به‌نحوی پارادوکسیکال، موضع ایران را در مذاکرات تقویت می‌کنند. تهران اکنون خواسته‌های سخت‌گیرانه‌تری مطرح کرده؛ ازجمله پایان‌دادن به محاصرۀ دریایی آمریکا و خروج نیروهای نظامی از منطقه. این کشور خواهان دریافت غرامت از آمریکا بابت جنگ و لغو تحریم‌ها شده و این توافقی نیست که ترامپ بتواند بپذیرد. ایران زیاده‌روی می‌کند و سطح مطالباتش افزایش یافته است، ولی اگر رئیس‌جمهور صبر از کف دهد و جنگ را ادامه دهد، قمار بر سر جنگی نامحبوب کرده که خطر واکنش اقتصادیِ شدیدتر را افزایش می‌دهد.

اکنون تلاش می‌کند ابتکار عمل را دوباره در دست بگیرد و به آکسیوس گفته منتظر است تا آثار اقتصادیِ محاصرۀ آمریکا نمایان شود. روز یکشنبه اعلام کرد: «فعلاً خیلی بی‌سروصدا پیش می‌رویم و فقط به‌صورت نیمه‌کاره با آنها مذاکره خواهیم کرد.» می‌گوید در حملات هوایی سال گذشته، توان نظامی ایران را به‌شدت تضعیف کرده، برنامۀ هسته‌ای ایران را عقب رانده و به زیرساختِ صنایع دفاعیِ ایران ضربه زده است. حالا هم بر مقاومت اقتصادیِ مردم آمریکا حساب باز کرده تا او را از این بن‌بستِ راهبردی خارج کنند. بسیاری از تحلیل‌گران می‌گویند ترامپ در جنگِ مقاومت بازنده است. رهبران ایران در مبارزۀ هویتی با آمریکا، آمادگی بیشتری برای تحمل فشار و رنج اقتصادی دارند.

او امید به فروپاشی حکومت ایران دارد، اما بعید به نظر می‌رسد چنین اتفاقی در بازۀ زمانی مورد نظر رخ دهد. کاخ سفید می‌گوید: «اقتصاد آمریکا در حال شکوفایی است.» ولی جمهوری‌خواهان نمی‌توانند بیش از این منتظر آرامش و گشایش اقتصادیِ پس از جنگ باشند. گزارش رسمیِ روز جمعه نشان داد اقتصاد آمریکا در مای جولای، 23هزار شغل از دست داده است؛ ضربه‌ای تازه به کاخ سفید، کارزارهای انتخاباتیِ جمهوری‌خواهان و آمریکایی‌های بیکارشده. بنیان اقتصاد آمریکا مقاوم و قدرتمند است، اما قیمت بالای مواد غذایی و مسکن و دستمزدهایی که هم‌پای هزینه‌های زندگی افزایش نیافته‌اند، باعث شده مردم نتوانند آنچه ترامپ «عصر زرین اقتصادی» می‌ناند را درک کنند. فاصلۀ میان برداشت کاخ سفید از وضعیت اقتصاد و تجربۀ واقعی مردم عادی، یکی از دام‌های سیاسیِ تکرارشونده است و زمانی شکل می‌گیرد که میان سخنان مقام‌های دولتی و واقعیت زندگی مردم شکاف ایجاد شود.

ترامپ در تله‌ای مشابه تجربۀ کارتر

کِوین هَسِت در گفت‌و‌گو با جِیک تَپِر می‌گوید: «حرف آخر این است که اگر نگاهی کلی به اقتصاد داشته باشید، وضعیت واقعاً عالی است.» و استدلالش این است که کاهش اشتغال در ماه گذشته ناشی از پایان‌یافتنِ مشاغل موقت (مربوط با مسابقاتِ جام جهانی) و تعطیلی مدارس و معلمان در ماه جولای است. او تأکید می‌کند که اقتصاد آمریکا همچنان در حال ایجاد مشاغلِ باکیفیت است و قیمت‌ها نیز کاهشی یادست‌کم تعدیل‌شده‌اند، ولی تنظیم و ارائۀ پیام اقتصادیِ درست، یکی از دشوارترین وظایف در سیاست است.

تجربه نشان داده ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر میان وضعیت اقتصاد و تجربۀ روزمرۀ مردم می‌تواند برای حزب پرهزینه باشد. این مسأله در سال 2008 به شکست کارزار انتخاباتیِ جان مک‌کین (نامزد جمهوری‌خواه) انجامید. کارزارهای حزب دموکرات به ریاست اوباما در انتخابات میان‌دوره‌ای سال 2010 نیز با همین مشکل مواجه شدند. کارزارهای ناموفقِ جو بایدن و کامالا هریس در سال 2024 هم نتوانستند این شکاف را به‌درستی مدیریت کنند و البته اقتصاد فقط یکی از مشکلات ترامپ است. او در مصاحبه با آکسیوس دربارۀ جنگ گفته: «این مسأله شطرنج سیاسی است.. حل خواهد شد.. همیشه حل می‌شود..» اما پایانِ ماجرا و هدف نهاییِ بازی ترامپ در مورد ایران و درخصوص سیاست آمریکا روشن نیست.

یادداشت تحلیلی مترجم:

تنش‌های خارجی و ماجراجویی‌های ترامپ به منشأ فشار داخلی تبدیل شده‌اند. ترامپ در شرایطی با ایران دست به گریبان است که موفقیت یا شکستِ سیاست خارجی‌اش، مستقیماً با قیمت انرژی، هزینۀ زندگی و برداشت رأی‌دهندگان آمریکایی از عملکرد دولت گره خورده است.

مقایسه با کارتر هم از این حیث معنادار است که بحرانِ گروگان‌گیری به‌تنهایی عامل شکست رئیس‌جمهور نبود. این موضوع در کنار تورم، مشکلات اقتصادی و حسِ کاهش قدرت آمریکا، وضعیت را چنین نمایاند که گویی کنترل اوضاع از دست رفته است. ترامپ، تفاوت‌های بنیادینی با کارتر دارد ولی در معرضِ خطر مشابه است؛ مجموعۀ مشکلات می‌تواند در ذهن رأی‌دهنده روایتی واحد بسازد؛ روایت رئیس‌جمهوری که مشکل‌ساز است و قادر به حل بحران نیست.

ازسویی همان‌طور که نویسنده اشاره می‌کند، «اقتصادِ روی کاغذ» با «اقتصاد روزمره» تفاوت دارد و آمارهای مثبتِ مسئولان الزاماً به سرمایۀ سیاسی تبدیل نمی‌شوند. شکاف میان واقعیت‌های اقتصادی و ادراک عمومی همیشه پرهزینه است. مقامات، ژست موفقیت می‌گیرند و به اقتصاد مقاوم، مشاغل باکیفیت و کاهش شاخص‌های تورمی اشاره می‌کنند ولی شهروندان در معرض گرانی و بیکاری‌اند و با بحران دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.

ترامپ در تله‌ای مشابه تجربۀ کارتر

ترامپ در بن‌بستِ راهبردی گرفتار شده است؛ پذیرش شروط سخت ایران، گویای عقب‌نشینی و شکست است و ادامۀ جنگ، خطر افزایشِ قیمت انرژی و تشدید نارضایتی را به همراه دارد. بازی برایش دو سر باخت است و به همین دلیل ازسویی بر فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارد و از سوی دیگر می‌کوشد از ورودِ دوباره به جنگ نابخردانه اجتناب کند. با این‌حال، مقایسۀ ترامپ و کارتر نباید بیش از حد ساده‌انگارانه باشد. آمریکای 1980 با آمریکای امروز تفاوت‌های اقتصادی، ژئوپلتیکی و اجتماعی دارد و ترامپ هم از نظر سبک سیاسی، پایگاه اجتماعی و توانایی ارتباط مستقیم با رأی‌دهندگان، نقطۀ مقابلِ کارتر است.

نکتۀ اصلی مقاله شاید همین باشد که در سیاست، «واقعیت» به اندازۀ «برداشت مردم از واقعیت» اهمیت دارد. اگر رأی‌دهندگان احساس کنند جنگ زندگی‌شان را گران‌تر کرده و دولت پاسخی برای این وضعیت ندارد، حتی دستاوردهای نظامی یا شاخص‌های اقتصادی هم ارزش سیاسی محدودی دارند. درنتیجه، چالش اصلی ترامپ، فقط پایان‌دادن به جنگ نیست. او باید آمریکایی‌ها را متقاعد کند که کنترل اوضاع را در دست دارد.

برچسب ها: ترامپ ، کارتر ، آمریکا
ارسال به دوستان
captcha