فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۰۴۲۵۰
تاریخ انتشار: ۰۷:۳۲ - ۱۸-۰۸-۱۳۹۵
کد ۵۰۴۲۵۰
انتشار: ۰۷:۳۲ - ۱۸-۰۸-۱۳۹۵

شهرداري ، مامور شهرداري و مرگ خاکستري

روزنامه آفرینش نوشت:

دست فروشي و بساط کردن ، در شهر بزرگي مثل تهران ، يک پديده ي اجتماعيِ ناگزير است. حجم بالاي بيکاري ، فشارهاي فزاينده اقتصادي ، افزايش انتظاراتِ خاص از زندگي که بسيار هزينه برند و قرار گرفتن در موقعيت رقابتي و چشم وهم چشمي، ساکنان بومي و مهاجران اين شهر را به طرق مختلف درگيرکرده است.

استرس و اضطراب مدام نسبت به اين که فردا چه خواهد شد و عدم احساس امنيت نسبت به موقعيت شغلي و خانوادگي ، از مردم شهر ما ، افرادي کم حوصله با آستانه ي صبر بسيار پايين پديد آورده است.

در اين ميان بعضي سازمان ها که کارشان پالودن چهره ي شهر از بي نظمي ها و ناهنجاري هاي دائمي آن است ، به جمع آوري دست فروشان و بساطي ها، جريمه کردن آنها ، مصادره ي وسايل آنها و در نتيجه ضرب و شتم يا دستگيري آنها ، اقدام مي کنند. و در اين ميان بسياري از اين ماموران جلوگيري از سد معبر ، از طبقات و افرادي که زور بازو و فرهنگ رشد نيافته دارند،انتخاب مي شوند. افرادي که خود نيز قربانيِ ضعف سيستمي کل جامعه اي با آسيب هاي اقتصادي ، اجتماعي و اخلاقي فروان است.

دست فروش و بساطي ،اغلب مهاجر و بيکار است. او بي آنکه ، آسيب شناسي شود، در ورطه اي مي افتد که زندگي برايش تبديل به يک جنگ و گريز مداوم مي شود، جنگ و گريزي که يک مامور نياموخته ، که خود نيز نيازمند و در ذات وجوديش بيکار است، او را از پاي درمي آورد.

پيدا کردن مقصر در اين ميان کار سختي نيست. همه ي اين اتفاقات ، از نقطه ي شروع تا رسيدن به محاق گور، نوعي پيوستگي دروني و بيرونيِ آشکار دارند. سازماني براي " زيبا و مرتب جلوه دادن شهرش " گرسنه اي را به شکار گرسنه اي ديگر مي فرستد. انتخاب چنين فردي به عنوان مامور مبارزه با سد معبر ، اتفاقي نيست. او بايد قوي باشد، چون بايد جلوي فردي بايستد که دارد براي لقمه اي نان ، مي جنگد.

او بايد قدرت چسبيدن يقه ي اين آدم و جمع کردن بساط او و ايستادن در مقابل مقاومت او را داشته باشد. در اين ميان ، بين آن که کتک مي زند تا اخراج نشود و گرسنه نماند وآن که کتک مي خورد و مي ميرد چون کار ندارد و گرسنه است ، قرباني ترکدام يک است ؟

چون بياييد بپذيريم که اين هر دو قرباني اند. قرباني سيستم معيوب و ناکارآمد جامعه در استفاده از نيروها و استعدادها. آن ها هر دو قرباني ِ فساد اقتصادي بالادستان خود هستند که نه نامي از آن ها فاش مي شود و نه چهره اي از آن ها ديده مي شود.

معبر زندگي اين دست فروش و آن مامور مبارزه با سد معبر ، از جاي ديگري مسدود شده است. و مامور بزرگ تر و قوي تري لازم است تا آن معبر را از سدهايي که بر آن ساخته اند ، بپالايد. و همه البته در حال وروزي هستيم که منتظريم دستي از غيب برون آيد و کاري بکند.
برچسب ها: شهرداری ، دست فروشی
ارسال به دوستان
دکتر پزشکیان خطاب به رهبر کاتولیک‌های جهان: از موضع اخلاقی و منطقی شما در قبال تجاوزات نظامی اخیر به ایران قدردانی می‌کنم عادت هایی که فرآیند پیری مغز را تسریع می‌کنند گرفتار شدن ۲۵ گردشگر در دره خوردلان الموت قزوین واردات آب به کجا رسید؟ یک کلاهبرداری جدید: سیم کارت پرسرعت به شما می‌دهیم با ۱۰۰ گیگ اینترنت رایگان دلیل افزایش قیمت نفت بعد از نشست ترامپ با رئیس جمهور چین ثبت بیش از ۲۵۰ زمین‌لرزه در کشور طی سه هفته اخیر عکس یادگاری مقامات ایرانی با هواپیمای آلمانی؛ یک قرن قبل خروج قطار مسافربری از ریل در سریلانکا تغذیه مغز با ۱۱ ماده مغذی (اینفوگرافیک) مرز باریک سرگرمی و آسیب/ ضرورت نظارت بر محتوای شبکه نمایش خانگی مصرف این دو ویتامین باهم سلامت استخوان‌ها را تضمین می‌کند بارش باران در اغلب نقاط کشور طی امروز و فردا یکشنبه گوشی‌های اندرویدی ازاین‌پس عادت‌های کاربر را یاد می‌گیرند مسافران عهد قاجار در کنار «کعبه زرتشت» (عکس)