فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۳۶۰۶۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰:۲۲ - ۰۷-۰۲-۱۳۹۶
کد ۵۳۶۰۶۲
انتشار: ۲۰:۲۲ - ۰۷-۰۲-۱۳۹۶

برای سربازانی که برای وطن "سر" باختند

برای سربازانی که برای وطن "سر" باختند
سربازهایی که از شدت گرما زیر زمین سنگر ساخته بودند، بی برق، بی یخ، بی تلفن و روی کلاه هایشان علامت می زدند تا ۴۵ روزشان تمام شود و ۱۵ روز بروند مرخصی.
عصرایران؛ احسان محمدی - خبر شهادت ۹ مرزبان در سیستان و بلوچستان شب را سیاه تر کرد.  ۶ نفر از آنها سرباز بودند که گلوله های جیش العدل تن شان را پاره پاره کرد. 

دوازده سال پیش ایستاده بودیم جلوی مرکز اعزام. ساک به دست و کله تراشیده که اعزام شویم به خدمت سربازی. اکثر کسانی که از کنارمان با ماشین رد می شدند محبت می کردند:

_آش خوررررررا!
_چشم به هم بزنی چشمات در اومده!
_کچلا خدمت خوش بگذره!
_از جلووووو نظام!

و فکر نمی کردند ما هم زمانی برای خودمان آدمی بودیم. دانشگاهی را به هم می ریختیم. از ایلام سوار اتوبوس شدیم به مقصد کرج. سرها در گریبان. شب. سکوت. جاده پیچ در پیچ. دل های گرفته. راننده ترانه ای قدیمی گذاشته بود: من و گنجشکای خونه، دیدنت عادتمونه... 

برخورد عموم مردم با سربازها یا از سر ترحم است یا تحقیر. وقتی سوار تاکسی می شوی با آن لباس های برزنتی عرق کرده خودشان را جمع می کنند. توی مترو جوری نگاهت می کنند که انگار بمیرم برات که از مادر و معشوقه ات دور افتادی و تا برگردی شوهر کرده!

 من در مرز سربازهایی دیدم که حین گشت زنی رفتند روی مین و جنازه تکه پاره شان را گذاشتیم توی یخ و بردیم روستایی دور و کور در کهکیلویه و بویر احمد. سربازهای بی کس و بی پارتی که از پارس آباد مغان افتاده بودند مرز ایران و عراق و شب ها با پوتین های پاره، لباس های آفتاب سوخته و سرهای تراشیده گریه می کردند.

سربازهایی که از شدت گرما زیر زمین سنگر ساخته بودند، بی برق، بی یخ، بی تلفن و روی کلاه هایشان علامت می زدند تا ۴۵ روزشان تمام شود و ۱۵ روز بروند مرخصی.

اما همین بچه ها وقتی سر صبحگاه پرچم ایران را بالا می بردیم قلب شان تند می تپید. وقتی می گفتند آمریکایی ها توی مرز عراق تحرکاتی داشته اند جوری کلاشینکف ها را توی دست هایشان فشار می دادند که هیچ ردی از ترس را نمی شد توی چین های پیشانی شان دید.

شهادت این سربازها هزار خاطره برایم زنده کرد. دو روز دیگر از یاد همه می رود. از یاد مردم، افکار عمومی و آنها که کنار تابوت هایشان عکس یادگاری می گیرند. جز مادرهایشان. بیچاره تر آنها که مادر نداشتند.

 تابستان پارسال که اتوبوس سربازها به دره سقوط کرد و چندین نفر کشته شدند نوشتم؛ فکر می کنم با مرگشان یاد همه مان انداختند که ما هم وجود داریم. به ما نه از سر ترحم نگاه کنید و نه تحقیر. ما سرباز هستیم. اسم مان سرباز است؛ کسی که قرار است به وقتش برای شما سر بدهد.

دوباره دیشب خبر شهادت ۹ سرباز... چقدر تلخ است که سرباز مرز باشی و سهمت از زندگی بشود گلوله یک مُشت موش ِکور ِ بزدل که اسم خودشان را گذاشته اند جیش العدل و بعد از این جنایت خزیده اند زیر سایه بدبو و متعفن پاکستان.

برای همه سربازها بخصوص آنها که در مرز هستند دعا کنید.

 به قول آقا محسن دربندی در فیلم اعتراض:

سلامتی سه تن؛ ناموس و رفیق و وطن. سلامتی سه کس؛ سرباز و زندونی و بی کس!... 

سلامتی باغبونی که زمستونش رو از باهار بیشتر دوست داره...

سلامتی آزادی... سلامتی زندونیای بی ملاقاتی!
برچسب ها: سربازان
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۸۲
غیر قابل انتشار:
Mahdi
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۱۲ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۹
1
10
جگرم سوخت و آتیش گرفتم واسه اون که مادر نداره...
گزارش رسانه برزیلی از پدیده صادرات استعداد در جام جهانی یک کشته و یک مصدوم در واژگونی خودرو تیبا در آزادراه همدان-ساوه زنجیره مصالحه در برابر ائتلاف منازعه‌طلب کسری بودجه مدارس آمریکا در پی افزایش هزینه گازوئیل آمارهای جدید دیابت و فشار خون در کشور و وضعیت سلامت تهران انسداد ۴ روزه محور چالوس؛ اعلام ساعت محدودیت و مسیر جایگزین موج جدید گرانی در بازار لوازم خانگی؛ بلاتکلیفی خریداران و کاهش ظرفیت تولید کارخانه‌ها سلیمی نمین: مخالفان مذاکره فهمی از «حکمرانی» ندارند/ مذاکره می‌کنیم تا نسل جدید ذات آمریکا را بشناسد آنچه درباره تنگه هرمز دروازه مقدس ایران‌ نمی‌دانید و هوش از سر آدم می‌برد / این نام از کجا آمده؟ آخرین وضعیت سلامت اکبر عبدی و زمان ترخیص از بیمارستان دلیل حضور ایلان ماسک در چین چه بود؟  ابتکار انشارات علمی فرهنگی همزمان با برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب گزارش بلومبرگ از طرح امارات برای تشکیل ائتلاف نظامی شیخ نشن ها برای حمله به ایران توضیحات فدراسیون فوتبال درباره شایعه همکاری با معین در جام جهانی ورود ارلینگ هالند به دنیای سینما با صداپیشگی در نقش وایکینگ