فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۶۸۰۸۸
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۰ - ۰۱-۰۸-۱۳۹۶
کد ۵۶۸۰۸۸
انتشار: ۱۴:۱۰ - ۰۱-۰۸-۱۳۹۶

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده می‌شد:
من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه‌نگار خلاقی از کنار او می‌گذشت. نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون این‌که از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم‌های او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه‌نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته‌ی شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ‌وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می‌شد:
امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آن را ببینم!

برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
خانه بدون غبار؛ ۸ گام تا هوای پاک‌تر اینجا مرگ معنایی ندارد؛ بازگشت به دنیای موازی در قلب آفریقا راهکار طلایی برای حفظ کیفیت باقی‌مانده وعده‌های غذایی آیا خوردن میوه و سبزیجات می تواند باعث سرطان ریه شود؟ گیاهانی که از گرد و غبار هوا تغذیه می کنند بلای جان قوی‌ترین ارتش‌های دنیا / چگونه جغرافیا سرنوشت جنگ‌ها را می‌نویسد؟ پنگوئن های ماکارونی به طرز شگفت انگیزی قوی هستند از اسفناج متنفرید؟ این 9 ماده غذایی می توانند آنتی اکسیدان های شما را تقویت کنند آیا می‌دانید بهترین ادویه‌ها برای مرغ کدامند؟ چرا یادگیری ریاضی برای برخی کودکان دشوارتر است؟ رستورانی به خاطر برش های گوشت خوک شفافش معروف شد / سرو «گوشت نامرئی» در یک رستوران ژاپنی بزرگترین امپراتوری‌های جهان باستان؛ از «هان» تا «هخامنشی» چگونه در طول پرواز راحت بخوابیم؟ منظور سقراط از عبارت «خودت را بشناس» چه بود؟ بررسی کامل اوپو فایند ایکس 9 اولترا؛ غول جدید عکاسی که دوربین‌های حرفه‌ای را به چالش می‌کشد!