عصر ایران: مانی بادیه ــ اندی وارهول، هنرمند آمریکایی متولد اسلواکی، از پناهگاه کودکیاش (نقاشی) به نیویورک مهاجرت کرد. او با این دیدگاه که “من مانند یک ماشین هستم، تولید میکنم”، از یک تصویرگر تبلیغاتی به پیشگام جنبش پاپآرت تبدیل شد.
وارهول معتقد بود هنر نباید فراتر از زندگی باشد، بلکه باید خود زندگی روزمره و فرهنگ عامه (مانند بیلبوردها و کالاهای مصرفی) را منعکس کند. او برای تولید آثارش از تکنیک صنعتی سیلکاسکرین استفاده کرد.
در سال ۱۹۶۲، وارهول با مجموعه قوطیهای سوپ کمپبل، شوکی به دنیای هنر وارد کرد و مرز بین هنر متعالی و کالای مصرفی را محو ساخت. پیام او دمکراتیک بودن هنر در عصر تولید انبوه بود: “یک کوکاکولا برای رئیسجمهور همان است که برای یک گدای خیابانی.”
او همچنین چهرههای مشهور (مانند مریلین مونرو) را به سوژهی هنری خود تبدیل کرد و پرترههای رنگباختهی آنها را استعارهای از شهرت به عنوان یک کالای قابل تکثیر و زوالپذیر دانست.
این ایدهها در “کارخانه” (Factory) پیاده شدند؛ کارگاهی که در آن هنرمندان و افراد حاشیهنشین دور هم جمع شده بودند. وارهول در این فضا پیشبینی کرد: “در آینده، هر کس برای پانزده دقیقه مشهور خواهد شد.”
زندگی وارهول در سال ۱۹۶۸ با سوءقصد والری سولاناس دستخوش تغییر شد، که این تجربه در آثار تیرهتر بعدی او منعکس شد. با این حال، خط فکری وارهول ادامه یافت. امروز، در عصر رسانههای اجتماعی، پیشبینیهای او درباره شهرت، تکثیر تصویر و تبدیل شدن واقعیت به تصویر، به حقیقت پیوسته است.