سعید خادمی
وقتی جامعهای از ساختن آینده باز میماند، گذشته به جای آنکه منبع عبرت باشد، به پناهگاهی موقت تبدیل میشود. آنچه امروز در بخشی از شبکههای اجتماعی و محافل عمومی دیده میشود، گرایش به تصویرهای گلچینشده از دوران گذشته است؛ نشانهای از کمبود چشمانداز روشن برای فردای جمعی، نه عشق به تاج و تخت.
نسل جوان اغلب تنها با تصاویر گزینشی و سادهشده گذشته روبهروست. جوانانی که به این تصاویر پناه میبرند، اغلب نه از روی مطالعه دقیق اسناد تاریخی، بلکه از سر خستگی و استیصال واکنش نشان میدهند. نسلی که تجربه مستقیم برخی وقایع گذشته را ندارد و دسترسیاش به روایتهای متنوع تاریخی محدود است، دو تصویر ساده پیش روی خود میبیند: وضع موجود پیچیده و گذشتهای که در روایتهای سادهشده «کممسألهتر» جلوه میکند.
این وضعیت نمونهای از «سیاست حافظه» (موریس هالبواکس) است: گذشته گاهی به ابزار واکنش به اکنون بدل میشود، نه منبع تحلیل و درسآموزی. حافظه جمعی انتخابی عمل میکند؛ نمادها جای بررسی پیچیده را میگیرند و تاریخ به مجموعهای از تصاویر کوتاه و مصرفی تقلیل مییابد.
روایتهای غالب، چه در ستایش و چه در نفی، گاه شخصیتها و دورهها را به تصویرهای تخت فروکاستهاند. نتیجه، شناختی سطحی است که امکان داوری پیچیده را کاهش میدهد. در چنین فضایی، گرایش به گذشته یا تصور اتکا به حمایت بیرونی، بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل باشد، واکنشی به شرایط کنونی است.
تجربه تاریخی ایران نشان میدهد وابستگی به بیرون، هر شکل که داشته باشد، راهحل پایدار نمیسازد. تحولات ماندگار زمانی شکل میگیرند که بر پایه شناخت، مشارکت و اعتماد عمومی بنا شوند، نه مقایسههای سادهانگارانه.
در پی دههها تجربههای مختلف اجتماعی و اقتصادی، احساس کندی تغییر در بخشی از جامعه تقویت شده است. وقتی بدیل باورپذیر، برنامهمند و زماندار عرضه نشود، ذهنها به سادهترین پناهگاهها رو میآورند. مقایسه اکنون با گذشتهای خیالی که در آن «آب و نان بود، زندگی پیشبینیپذیر بود و جهان با ما تعامل میکرد» بیش از آنکه تاریخی باشد، بازتاب نیاز به افق روشن و ثبات است.
اما پناهگاههای پوشالی دوام ندارند. تاریخ نه سیاه مطلق است و نه طلایی مطلق؛ هر دورهای ترکیبی از دستاوردها، خطاها و وابستگیهاست. سادهسازی آن، تنها صورت مسئله را پنهان میکند.
راه برونرفت اصلاحطلبانه، تقویت سازوکارهای قانونی و اعتمادسازی نهادی، برنامههای روشن و زماندار برای گذار به آیندهای عادلانه و مبتنی بر عقلانیت جمعی است. این مسیر، نسل جوان را از پناه بردن به نمادهای سادهشده آزاد میکند و با ابزار تحلیل و انتخاب آگاهانه مجهز میسازد.
گرایش به گذشته، بازتاب فقدان چشمانداز روشن برای فرداست. تا زمانی که آینده ملموس و باورپذیر ساخته نشود، این بازتابها ادامه خواهند داشت، نه به خاطر زیبایی گذشته، بلکه به دلیل ابهام فردای ما.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر