۰۵ اسفند ۱۴۰۴
به روز شده در: ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۹
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۴۱۱۱
تاریخ انتشار: ۰۰:۳۵ - ۰۵-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۴۱۱۱
انتشار: ۰۰:۳۵ - ۰۵-۱۲-۱۴۰۴
بررسی و آسیب‌شناسی ادبیات اعتراضی اخیر در دانشگاه‌ها

چرا شعارهای دانشجویان این‌گونه شد؟!

عصر ایران
 اعتراضات دانشجویان قابل پیش‌بینی بود اما جنس شعارها و در برخی موارد  به  کار‌گیری الفاظ رکیک تناسبی با جامعۀ تحصیل‌کرده ندارد اگرچه می‌تواند ناشی از خشم و به تعبیر آقای ضرغامی نتیجۀ شکل گیری گسل عمیق میان حاکمیت و نسل جدید باشد

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر- هر چند اعتراضات دانشجویان بعد از بازگشایی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و آغاز ترم بهار قابل پیش‌بینی بود - خاصه اگر دوست و هم‌کلاسی آنان در میان جان‌باختگان وقایع دی‌ماه بوده باشد-  اما جنس شعارها و در برخی موارد   به  کار‌گیری الفاظ رکیک تناسبی با جامعۀ تحصیل‌کرده ندارد اگرچه می‌تواند ناشی از خشم باشد. 

  نویسنده نه می‌تواند با شعارهایی که بازگشت دوران استبداد شاهی را مطالبه کند هم‌سو باشد و نه با ادبیات و ادعای کیهان که شعار دهندگان را دانشجوی واقعی نمی‌داند و لابد از نگاه آنان دانشجویان واقعی تنها همان چند ده نفری هستند که هر از گاهی در مقابل این یا آن سفارتخانه اروپایی تجمع می‌کنند و دست بر قضا نوشته‌های با دست‌خط یک‌سان در دست می‌گیرند.

  فقرۀ اول به سبب آن که دوران کودکی و نوجوانی را در رژیم پهلوی به سر کردم. نام خیابان، شاه بود و مجسمه‌ای که هر روز می دیدیم پدر شاه بود و کتاب‌های درسی با عکس شاه شروع می‌شد و در سالن سینما باید به احترام شاه می‌ایستادیم. تازه به خاطر مذهبی - سیاسی بودن مدرسه از سرود شاهنشاهی معاف بودیم ولی حال مردم از تکرار و استمرار یک خانواده به هم خورد و انقلاب به معنی همین است که حال آدم به هم می‌خورَد.   

کافی است به اسامی خیابان‌های تهران در آن زمان دقت کنید: شاه، محمد‌رضا شاه، سلطنت‌آباد، پهلوی، فرح، آریامهر و با وقوع انقلاب به جمهوری، سید جمال الدین اسد آبادی، پاسداران، مصدق، سهروردی و فاطمی تغییر یافت و البته دربارۀ خیابان فرح، دکتر نصر می‌گوید اواخر به دستور خود ملکه به سهروردی تغییر یافته بود.

  جمهوری برای آن بود که حاکمیت یک نفره پایان یابد و اضافه شدن اسلامی به خاطر آن که فقها و روحانیون ذات جمهوری را سکولار وعرفی می‌دانستند که با دین سازگار نیست. هر اتفاقی که در طول جمهوری اسلامی رخ داده باشد اصل تلاش برای تبدیل سلطنت به جمهوری را زیر سؤال نمی‌برد هر چند که اگر مجال اصلاح داده شده بود نیاز به انقلاب نبود.

  فقره دوم به این خاطر که روزنامۀ کیهان معتقد است نه اینها دانشجوی واقعی‌اند و نه معترضان 18 و 19 دی  مردم بودند  و صریحا نوشت: مردم یعنی شرکت کنندگان در تظاهرات 22 دی و اصلا به خاطر همین به روزنامۀ هم‌میهن خرده گرفت که معترضان را هم در زمره مردم دانشته بود و زمینۀ توقیف موقت آن را فراهم  ساخت! حال آن که رهبری تصریح کردند آنها هم فرزندان ما بودند و عزت‌الله ضرغامی رییس پیشین صدا و سیما که کیهان زاویه‌ای با آن ندارد به صراحت نوشته است:

  "70 درصد معترضان در بازۀ سنی 18 تا 30 سال قرار دارند و انباشت نارضایتی و بروز رفتارهای خشن و تخریبی در میان جوانان، نتیجۀ شکل گیری گسل عمیق میان حاکمیت و نسل جدید به دلیل فقدان هم زبانی و درک متقابل بوده است."

  با این وصف هر قدر شعارهای اعتراضی مدرن و دموکراتیک و مثلا برای آزادی زندانیان سیاسی یا اصلاحات اقتصادی یا تنش زدایی با دنیا قابل درک است اما طلب بازگشت بر زبان برخی یا جمعی و استفاده از پاره‌ای الفاظ رکیک را باید بررسید با پوزش از کیهان که مردم و دانشجویان را به واقعی و غیر واقعی تقسیم نمی‌کنیم و با آقای ضرغامی موافقیم. هر چند نظر او درباره کلیت معترضان بوده نه مورد خاص دانشجویان در دو روز اخیر.

چرا شعارهای دانشجویان این‌گونه شد؟!

1.دانشجوی 25 ساله امروز دوم خرداد 1376 و در آغاز جنبش اصلاحی به دنیا نیامده بود و در سال 84 که سید محمد خاتمی دولت را به معجزۀ هزارۀ سوم تحویل داد 5 ساله بوده و خاطره ندارد و بعد از آن هم مجالی به اصلاحات داده نشد حتی در دوران روحانی که بیشتر توجه به سیاست خارجی بود و بعد از خروج ترامپ از برجام دستاوردهای اقتصادی سه سال 94 تا 97 بر باد رفت. این دانشجو جمهوری اسلامی را در آیینۀ 14 سال گذشته ارزیابی می کند که دلار از 1500 تومان به 150 هزار تومان رسیده و قیمت سکه را هم نگو و نپرس و خودرو هم که از دست رس او خارج شده! ال 90 با قیمت 12 میلیون تومان در سال 87 و آن هم تحت نظر رنو را می‌خواهند دوباره و این بار با 1.2 میلیارد تومان بسازند و بفروشند! یعنی 100 برابر! آخر مگر حقوق و دستمزد هم طی این 17 سال 100 برابر شده؟! از منظر کنش گران سیاسی هم چه بسا شماری از آنها سید احمد خاتمی را همان سید محمد خاتمی بدانند یا بین آن دو تفاوتی قایل نباشند/  فراموش نکنیم که در بیشتر این سال ها تصاویر رییس جمهوری پیشین ایران ممنوع بوده اما در تلویزیون‌های من‌و‌تو و اینترنشنال به وفور چهره های آن سو را دیده‌اند و می‌شناسند.

2. هر چه در کتاب‌های درسی تاریخ مدارس و دروس عمومی دانشگاه‌ها کوشیدند تاریخ مورد نظر به روایت آنچه حمید زیارتی و عبدخدایی (ضارب فاطمی) را به خورد بچه‌ها بدهند نتیجه عکس داد و تصور کردند پس تمام آن خلاف است. وقتی به مصدق هم رحم نکردند و شیخ فضل‌الله نوری را به عنوان یکی از رهبران مشروطه کنار بهبهانی و طباطبایی جا زدند و یک سریال مثلا تاریخی و در عمل غالبا کمدی به نام "معمای شاه" ساختند مشخص بود که نسل جدید از مستندهای من‌و‌تو بیشتر تأثیر می‌پذیرد که هر از گاهی مستندی پخش کرد. یک بار من‌و‌تو را از این منظر نقد نکردند که اگر تو حامی شاپور بختیاری مگر او خود را ضد شاه معرفی نمی‌کرد؟ کار به جایی رسیده که در دانشگاه آزاد بعد از هاشمی رفسنجانی در دروس عمومی او را که یکی از موسسان جمهوری اسلامی و پایه گذار همین دانشگاه بوده زیر سؤال می‌برند.

3. روزی که تلویزیون من و تو پروژه تطهیر پهوی را کلید زد این طرف می‌توانست نقد کند اما سراغ که می‌رفتند در حالی که انقلابیون اصیل غالبا حذف و خود منتقد شده بودند و جماعت پایداری یا متولد بعد از انقلاب بودند یا اگر در سن و سال بالاتر در سوابق انقلابی مانند چهره‌های صدر نبودند.

 4. از عجایب روزگار این که مدعی‌ترین مدعیان جمهوری اسلامی هر چه توانستند در تخریب دولت‌های هاشمی و خاتمی و روحانی و حتی بخشی از دولت احمدی‌نژاد کوشیدند و مجموع اینها می‌شود 26 سال و اگر دوران مهندس موسوی و مهندس بازرگان را بیفزاییم یعنی خودشان بخش غالب عمر جمهوری اسلامی را نفی یا نقد می‌کنند! به عبارت دیگر به نام دفاع از نظام دولت‌های جمهوری اسلامی را زیر سؤال بردند و تنها از 4 سال اول احمدی‌نژاد و سه سال مرحوم ابراهیم رییسی ستایش کردند و از سر رودبایستی گاهی یک سال نخست‌وزیری رجایی تازه آن هم نه زیاد چون با یار نردیک او - بهزاد نبوی- مشکل داشتند. مخالفین که تفکیک نمی‌کنند اما همه را  با هم نفی کردند. به بیان دیگر بخشی از تخریب را خود مدعیان انجام دادند منتها علیه دولت‌ها و نه ارکان دیگر.

5.اصرار بر این که تنها دو قطب موجود است و همه یا با قرائت حاکم در جمهوری اسلامی‌اند یا آن سو سبب شد کم‌کم این انگاره شکل گیرد که جز دو نیرو در میان نیست و طبعا اگر نخواهی این سو باشی باید به آغوش آن طرف بروی.

6. همین تازگی بود که کیهان به محمود شمس تاخت که چرا از صدا و سیما و اینترنشنال کنار هم یاد کرده و خواستار روایت سوم شده است. در واقع صدا و سیما بخشی از مخاطبان ناراضی را ناخواسته به اینترنشنال سپرد و از آنان تأثیر پذیرفتند و مشخص‌ترین نشانه اثر‌پذیری شعار علیه نیروهای چپ است در حالی‌که تا همین چند سال قبل تمام پژوهش‌ها از گرایش به جریانات چپ در دانشگاه‌ها به رغم تصور توفق لیبرالیسم حکایت می‌کرد. چپ نه به معنی مارکسیستی و کمونیستی کلمه که عدالت خواهی و نهایتا سوسیالیستی.

7. نسل جدید ایران‌دوست و ملی‌گراست. اما نمی‌گذارند در پاسارگاد مراسم اجرا کنند. پهلوی‌چی‌ها با بهره از همین  ایدیولوژی زدگی افراطی، ملی‌گرایی را مصادره کرده‌اند در حالی که به گواه تقویم سال‌های آخر حکومت شاه روزی به نام کوروش را پاس نمی‌داشتند و اصلا ملی‌تر از دکتر محمد مصدق که؟  هم او که با او میانه‌ای نداشتند و ندارند.

 در دوران بعد اما آن قدر ملی‌گرایی را تحقیر و تخفیف کردند که در ذهن برخی از نسل جوان سلطنت‌طلبی با ملی‌گرایی مرادف نشست در حالی که گفتمان غالب پهلوی اول و دوم باستان‌گرایی بود نه ملی‌گرایی و اگر ملی بودند به اندرزهای رجال ملی گوش فرا می‌دادند نه آن که اغلب همسر غیر ایرانی اختیار کنند و فرزندان را به خارج از ایران بفرستند. نمی‌توان مدعی ملی‌گرایی بود و با ملی ترین شخصیت تاریخ معاضر بر سر مِهر نبود و شازده هم اگر این معضل را حل نکند نمی‌تواند حامیان را مجاب کند.

8. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بی هیچ تردید نگاه و ذائقه همه به ویژه نسل جدید را تغییر داده و صدا و سیما و تریبون‌های سنتی را بی‌اثر کرده است. آن وقت معممی به نام حجت‌الاسلام خسروپناه در جایگاه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گوید جوانان بروند و در مساجد اعتراض کنند! امامان جماعات بیشتر مساجد را انتصابی کرده‌اند و می‌گویند در آنها اعتراض کنید. کافی است وضعیت مسجدهای ایران با استانبول مقایسه شود تا ببینیم ادغام دیانت در قدرت و سیاست چه بر سر مسجد و مسجدرو آورده است. وقتی این همه اثر پذیری از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را دیدند به فکر چاره افتادند: فیلترینگ! غافل از این که فیلترینگ تنها قبح استفاده از فیلترشکن را ریخت و اگر ادامه یابد و کاربران را به اینترنت ماهواره‌ای و استارلینک سوق دهد کل حکم‌رانی بر آن را از کف داده‌اند و این هشداری است که دکتر ستار هاشمی وزیر ارتباطات دولت پزشکیان بارها داده و گوش شنوایی نیافته است.

9. دختر جوان روزنامه‌نگاری که از شگفتی من از گرایش او به پهلوی ناخرسند بود روزی گفت: مگر شما خود نگفتید مهم‌تر از خاتمی دوره خاتمی است؟ حالا هم برای ما آن دوره مهم است و از علاقه به مدرنیسم و مدرنیته گفت و توضیح دادم: مدرنیته را با انتخابات و تغییر حاکمان و پارلمان باید شناخت نه با مظاهر صوری تجدد.  سری تکان داد و دانستم نپذیرفته و در دل می‌گوید اگر قرار بر آن است که نه آزادی اجتماعی داشته باشیم نه آزادی سیاسی حداقل اولی بهتر از هیچ است هر چند فراموش کرده بود که شال از سر انداخته و حاکمیت زیر بار این یکی رفته!

10. دانشگاه، نهاد علم است اما دانشجوی امروز چنین تصور و تجربه‌ای از آن ندارد و حس می‌کند هم نهادهای ایدیولوژیک و هم قدرت و هم نهادهای نظامی مستقیم و غیر مستقیم در آن دخالت دارند. نه این که دانشجویان امروزی خیلی اهل علم باشند که شاید خیلی‌ها به لحاظ علمی در سطوح مورد انتظار نباشند اما این را می‌فهمند و می‌دانند که دانشگاه باید تنها نهاد علم باشد و بخشی از اعتراض آنان به این خاطر است کما این که روحانیونی در حوزه‌های علمیه هم به دخالت جاهای دیگر اعتراض دارند.

11. به میزانی که از اثرگذاری انتخابات و صندوق رأی کاسته شد تمایل به جلوه های اعتراضی دیگر فزونی گرفت. بخشی از وضعیت امروز به خاطر ابتذال رد صلاحیت‌هاست. همین حالا کل 50 نماینده تهران و  و عضو شورای شهر را  به دانشگاهی ببرید و ببینید چند نفر آنها را بچه‌ها می‌شناسند! وقتی صدای آنان نه در تالار پارلمان بپیچد نه صحن شورای شهر  و شهردار فرهیخته کنونی درِ خانۀ اندیشمندان را گِل بگیرد دانشجوی معترض چگونه می‌تواند به این مراکز دل ببندد؟

12. دانشجویان امروز همان دانش آموزان دیروزند. کیست که شک داشته باشد وزیر فعلی آموزش و پرورش شاید ضعیف‌ترین وزیر تاریخ این وزارتخانه باشد اگر این جایگاه را برای وزیر مرحوم رییسی (مراد صحرایی) قایل نباشیم!

  هر وزیری که انتخاب می‌شود مدعی است می‌خواهد سند تحول را اجرا کند! 14 سال است همین را می‌گویند! سند تحول چیست؟ شعارهای آرمانی و کافی است نگاه کنید برای دانش‌آموز مورد نظر و هدف این سند 50 صفت ردیف کرده‌اند از این قرار:

"موحد،مؤمن،معتقد به معاد،آشنا و متعهد به مسئولیت‌ها و وظایف در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت، حقیقت‌جو و عاقل، عدالت‌خواه و صلح‌جو، ظلم‌ستیز، جهادگر، شجاع و ایثارگر و وطن‌دوست، مهرورز، جمع‌گرا و جهانی‌اندیش، ولایت‌مدار و منتظر و تلاشگر در جهت تحقق حکومت عدل جهانی، با اراده و امیدوار، خودباور و دارای عزت نفس، امانتدار، دانا و توانا، پاکدامن و با حیاء، انتخابگر و آزادمنش، متعلق به اخلاق اسلامی، خلاق و کارآفرین و مقتصد و ماهر، سالم و بانشاط، قانون‌مدار و نظم‌پذیر و آماده ورود به زندگی شایسته فردی، خانوادگی و اجتماعی براساس نظام معیار اسلامی."

  اگر این سند قابل اجراست چرا 14 سال اجرا نشده و مدام می‌گویند اجرا می‌کنیم و اگر اجرایی نیست چه فایده‌ای دارد؟ هر قدر آموزش و پرورش در  6 سال اول مفید و به درد بخور است در 6 سال دوم بچه‌ها را در تونل کنکور می‌اندازند و دانشگاه‌ها نشان می‌دهد چقدر متحول شدند!

13. دانشجو آینده می‌خواهد. در دهۀ 60 فضای سیاسی باز نبود اما دست‌کم گرایش‌های درون حکومت آزادی عمل داشتند. از نظر شغلی هم دانشجو برای خود آینده‌ای متصور بود. حالا انگیزه‌های دیگر در کار است و اکثر دانشجوها امیدی به آینده شغلی ندارند و این را با شعارهای اعتراضی از نوع خاص و حساس فریاد می‌کنند.

14. حیف است که به شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره نکنیم که در قانون اساسی هم نامی از آن برده نشده و مهم‌ترین کار آن در سال های گذشته تصویب حکم ریاست  رییسان پیشنهادی دانشگاه‌ها بوده تا بدانیم وزیر علوم تا چه حد مسلوب‌الاختیار ست و دیگری بحث درباره این که معدل دبیرستان را تا چه حد در کنکور دخالت بدهند!

  مثلا قرار بود انقلاب فرهنگی برپا کنند و خوب است بروند و بینند چه کرده اند!

15. در آغاز ابراز تأسف شد از شعارهای پرخاش‌گرانه و رواج فحش که واقعا سابقه نداشته و اگرچه در جنبش مهسا مواردی دیده شد ولی برای تحریک طرف مقابل بود و حالا رو به گسترش است و آن هم ناشی از آن است که در ادبیات نسل جدید قبح قدما را ندارد یا از سر خشم است با تصور اثرگذاری بیشتر آن یا واکنش به رفتارها و تحقیرهای مجریان تزریق شده به تلویزیون در دوران اخیر.

  صادق هدایت، نویسنده مدرن ایرانی که خوش‌بختانه مشمول فحاشی در اینستاگرام قرار نگرفته می‌گوید:" فحش، یکی از اصول ایجاد تعادل در آدمیزاد است. از تعداد و نوع فحش در هر زبانی می‌شود از اوضاع مردمی که در یک ناحیه زندگی می‌کنند سر درآورد و رابطه بین آنها را کشف کرد. زبان فارسی اگر هیچ نداشته باشد فحش آبدار زیاد دارد و ما که سر این ثروت عظیم نشسته‌ایم چرا ولخرجی نکنیم؟!"

  فحاشی و پرخاش را اگر ناشی از فرهنگ شماری از خارج‌نشینان ندانیم ناشی از برهم خوردن تعادل است و چه طنز تکان دهنده‌ای که از فحش به مثابه ثروت عظیم ملی یاد شده!

  استیون پینکر اما در "پنجره‌ای به سرشت انسان" یکی از اهداف دشنام‌گویی را "تخلیه احساسات دربارۀ رخدادهای ناگهانی"  می‌داند و از این منظر قابل بررسی است و با انتساب به دشمن مشکل حل نمی‌شود.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: دانشگاه ، دانشجو ، پهلوی
ارسال به دوستان
پرطرفدارترین