وبگاه آمریکایی" کانورسِیشِن" با انتشار مقاله ای به قلم "امین صیقل" استاد افغان تبار مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ملی استرالیا، پیامدهای احتمالی ترور حضرت آیت الله خامنه ای و جنگ کنونی بین ایران و محور آمریکایی- اسرائیلی را در منطقه مورد تحلیل قرار داده است.
به گزارش عصرایران، در این مقاله آمده است:
حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران که منجر به کشته شدن (شهادت) آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم ایران شد و حملات تلافیجویانه تهران به اسرائیل و کشورهای عربی همسایه، دوباره "خاورمیانه" را درگیر جنگ کرده است.
دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو پس از این حمله گفتند که هدف آنها ایجاد تغییر رژیم مطلوب در ایران است. پیامدهای این امر برای ایران، منطقه و فراتر از آن نباید دست کم گرفته شود.
اگرچه ترور رهبر ایران ضربه قابل توجهی به جمهوری اسلامی است، اما غیرقابل جبران نیست. بسیاری از رهبران ایران در گذشته ترور شدهاند، از جمله قاسم سلیمانی، معمار امنیت منطقهای تهران، که در ژانویه 2020 توسط ایالات متحده ترور شد. اما آنها به طور نسبتا آرامی جایگزین شدهاند و جمهوری اسلامی دوام آورده است.

بعید است که فقدان آیت الله خامنه ای نیز به معنای پایان جمهوری اسلامی باشد. او این احتمال را پیشبینی کرده بود و طبق گزارشها، هفته گذشته برای خلا احتمالی خود و رهبران ارشد نظامی، امنیتی و سیاسی در صورت "شهادت" آنها، سلسلهای از جانشینی ترتیب داده بود.
با این حال، آیت الله خامنهای هم یک رهبر سیاسی و هم یک رهبر معنوی بود. او نه تنها پیروانی در میان شیعیان معتقد در ایران، بلکه بسیاری از مسلمانان در سراسر منطقه نیز دارد. ترور او برخی از آنها را به انتقامجویی تحریک خواهد کرد و احتمالا موجی از اقدامات خشونتآمیز را در منطقه و فراتر از آن ایجاد خواهد کرد.
طبق مادهای از قانون اساسی جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان - نهادی که مسئول تعیین و عزل رهبر عالی است - اکنون تشکیل جلسه میدهد و یک رهبر موقت یا بلندمدت را، چه از میان خود و چه از خارج، منصوب میکند.
نامزدهای احتمالی برای جانشینی او نیز وجود دارد.
نظام ایران انگیزه کامل دارد تا هر کاری را که برای تضمین بقای خود لازم است، انجام دهد. نیروهای اجرایی و مدافع نظام، به رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و گروه بسیج وابسته به آن، در سراسر کشور برای مهار هرگونه شورش داخلی و مبارزه برای پایداری نظام وجود دارند.
طیف وسیعی از مدیران و بوروکراتهای دولت ایران و همچنین هواداران نظام در میان ایرانیان عادی نیز به نظام وابسته هستند. آنها با ترکیبی از شیعهگرایی و ملیگرایی شدید، انگیزه وفاداری به نظام را دارند.
ترامپ و نتانیاهو از مردم ایران - که حدود 60 درصد آنها زیر 30 سال سن دارند - خواستهاند که پس از فلج شدن نظام توسط عملیاتهای آمریکا و اسرائیل، آن را سرنگون کنند.
آیا این خواسته آنها جامه عمل می پوشد؟ تاکنون، به نظر میرسد که دستگاه قهریه و اداری دولت کاملا از نظام حمایت میکند. بدون بروز شکافهای جدی در میان این چهرهها - به ویژه سپاه پاسداران - میتوان انتظار داشت که نظام از این بحران جان سالم به در ببرد.
جمهوری اسلامی همچنین توانسته است خیلی سریع به تجاوز خارجی پاسخ داده و از آرایش دفاعی به آرایش هجومی برسد. نیروهای مسلح ایران پیش از این با استفاده از موشکهای بالستیک پیشرفته کوتاهبرد و دوربرد و پهپادها، به پایگاههای نظامی اسرائیل و آمریکا در سراسر منطقه خلیج فارس و اسرائیل حمله کرده است.
در حالی که بسیاری از پرتابهها دفع شدهاند، برخی به اهداف خود اصابت کردهاند و خسارات جدی به بار آوردهاند.
سپاه پاسداران همچنین قصد دارد تنگه هرمز - آبراه استراتژیک باریکی که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند - را مسدود کند. روزانه حدود 20 درصد از نفت و 25 درصد از گاز مایع جهان از طریق این تنگه عبور میکند.
ایالات متحده قول داده است که این تنگه را باز نگه دارد، اما سپاه پاسداران به طور بالقوه در موقعیت خوبی برای جلوگیری از عبور و مرور قرار دارد. این امر میتواند پیامدهای جدی برای تامین انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد.
هر دو طرف در این درگیری از تمام خطوط قرمز قبلی عبور کردهاند. آنها اکنون در جنگ آشکاری هستند که کل منطقه را در بر میگیرد.

اگر واشنگتن و اورشلیم هرگونه تظاهری مبنی بر اینکه حملات آنها منجر به جنگ منطقهای نخواهد شد، داشتند، اشتباه میکردند. این اتفاق در حال رخ دادن است.
بسیاری از کشورهایی که با ایران توافقنامههای همکاری نزدیکی دارند، از جمله چین و روسیه، اقدامات ایالات متحده و اسرائیل را محکوم کردهاند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز مانند بسیاری دیگر، فورا خواستار کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات دیپلماتیک شده است.
اما احتمال این امر بسیار کم به نظر میرسد. ایالات متحده و ایران در میانه دور دوم مذاکرات بر سر برنامه هستهای تهران بودند که این حملات رخ داد. وزیر امور خارجه عمان، که بین دو طرف میانجیگری میکرد، چند روز پیش علنا گفت که "صلح در دسترس است".
اما این برای متقاعد کردن ترامپ و نتانیاهو برای ادامه مذاکرات کافی نبود. آنها احساس کردند که اکنون بهترین زمان برای حمله به ایران است تا نه تنها برنامه هستهای آن، بلکه توانایی نظامی آن را نیز نابود کنند، پس از آنکه اسرائیل برخی از متحدان منطقهای تهران، مانند حماس و حزبالله، را تضعیف کرد و جای پای خود را در لبنان و سوریه در دو سال و نیم گذشته گسترش داد.
اگرچه نمیتوان با قطعیت در مورد اینکه جنگ به کجا منتهی خواهد شد، اظهار نظر کرد، اما صحنه برای یک درگیری طولانی آماده شده است. این درگیری ممکن است نه چند روز، بلکه چند هفته طول بکشد. ایالات متحده و اسرائیل چیزی جز تغییر رژیم نمیخواهند و جمهوری اسلامی مصمم به بقا است.
با این جنگ، ترامپ می خواهد قدرت رهبری خود را به دشمنان - به ویژه چین - نشان داده و این گزاره را تقویت کند که ایالات متحده همچنان قدرت برتر جهانی است، در حالی که نتانیاهو به دنبال تثبیت جایگاه اسرائیل به عنوان بازیگر مسلط منطقهای است.
به حال مردم ایران، منطقه و جهان تاسف میخورم که باید عواقب یک جنگ انتخابی دیگر در خاورمیانه را برای دستاوردهای ژئوپلیتیکی در جهانی که به شدت آشفته است، تحمل کنند.