فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۴۸۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۸ - ۱۹-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۴۸۴
انتشار: ۰۸:۰۸ - ۱۹-۰۲-۱۴۰۵

چرا شروع کردن سخت است؟ / چرا اهمال کاری می کنیم؟ / دانشمندان «ترمز انگیزه» را در مغز پیدا کردند

چرا شروع کردن سخت است؟ / چرا اهمال کاری می کنیم؟ / دانشمندان «ترمز انگیزه» را در مغز پیدا کردند
چرا اهمال کاری می کنیم؟ دانشمندان مدار مغزی جدیدی به نام «ترمز انگیزه» را کشف کرده اند که مانع شروع کارهای سخت می شود. این یافته می تواند انقلابی در درمان افسردگی ایجاد کند.

عصر ایران - بسیاری از ما با چالش شروع کارهای سخت و ناخوشایند دست و پنجه نرم می کنیم؛ به عنوان نمونه، با خودمان می گوییم شستن لباس ها می تواند تا فردا صبر کند یا ظرف های کثیف داخل سینک را فردا صبح می شوریم. اما نتایج تحقیقات جدید نشان می دهد که اهمال کاری صرفا یک لغزش یا شکست شخصی نیست، بلکه ریشه های آن عمیق تر از این حرف ها و در لایه های درونی مغز ما نهفته است.

دانشمندان به تازگی مدار عصبی خاصی را در مغز میمون های «ماکاک» شناسایی کرده اند که به نظر می رسد دقیقا در لحظه مواجهه با یک تجربه استرس زا یا ناخوشایند فعال می شود. این کشف که از آن به عنوان «ترمز انگیزه» یاد می شود، در مقاله ای که در نشریه Current Biology منتشر شد، می تواند دریچه های جدیدی را برای درک شرایط روانی مرتبط با از دست دادن انگیزه، مانند افسردگی، باز کند.

کن-ایچی آمموری، عصب شناس دانشگاه کیوتو ژاپن و یکی از نویسندگان این مطالعه، در گفتگو با مجله Scientific American می گوید: "ما توانستیم پیوند مستقیمی بین یک مسیر مغزی خاص و ایجاد ترمز بر سر راه انگیزه پیدا کنیم؛ مسیری که وقتی افراد در زندگی روزمره با وظایف ناخوشایند روبرو می شوند، فعال می گردد."

مردی کیف به دست که با چندین علامت سوال مواجه شده است

آزمایش روی میمون های ماکاک: پاداش در برابر تنبیه

برای انجام این تحقیق، آمموری و همکارانش دو میمون ماکاک تشنه را آموزش دادند تا دو وظیفه متفاوت برای تصمیم گیری را انجام دهند. انجام کار اول برای میمون ها پاداش «آب» را به همراه داشت، اما کار دوم افزون بر آب، یک پیامد ناخوشایند هم داشت: شلیک ناگهانی هوا به صورت میمون. محققان دریافتند که وقتی پای وظیفه همراه با تنبیه در میان بود، میمون ها نسبت به زمانی که فقط پاداش می گرفتند، تمایل بیشتری به تردید و تعلل داشتند.

تیم تحقیقاتی سپس روی دو ناحیه خاص از مغز متمرکز شد: استریاتوم شکمی (Ventral Striatum) و پالیدوم شکمی (Ventral Pallidum). این دو ناحیه نقش حیاتی در پردازش پاداش و انگیزه ایفا می کنند. استریاتوم شکمی پیام هایی را به پالیدوم شکمی می فرستد. مطالعات قبلی نشان داده بودند که دستکاری این مسیر در پستانداران می تواند منجر به بی تفاوتی یا رفتارهای وسواسی شود.

دستکاری ژنتیکی و تغییر ناگهانی رفتار

محققان با استفاده از یک تکنیک ژنتیکی هدفمند، مدار مغزی مذکور را در این دو میمون سرکوب کردند. نتیجه شگفت آور بود؛ حیوانات پس از این مداخله، تمایل بسیار بیشتری برای شروع کارهایی نشان دادند که می دانستند منجر به شلیک باد به صورتشان می شود. آمموری به نشریه Nature گفت: "تغییرات پس از این تعدیل عصبی، دراماتیک و خیره کننده بود." نکته جالب اینجاست که توانایی میمون ها برای سنجش میزان پاداش در برابر تنبیه تغییری نکرده بود، بلکه فقط سد راه شروع کار برداشته شده بود.

فعالیت سلول های عصبی در مغز میمون ها نشان داد که استریاتوم شکمی احتمالا یک تجربه ناخوشایند را شناسایی کرده و بلافاصله فعالیت پالیدوم شکمی را کاهش می دهد؛ همین اتفاق باعث می شود حیوان در انجام کار دچار تردید شود.

ویکرام چیب، مهندس زیست پزشکی در دانشگاه جانز هاپکینز که در این تحقیق مشارکت نداشته، به Nature گفت: "مختل کردن متمرکز یک بخش از شبکه و نشان دادن رابطه علت و معلولی آن بسیار اهمیت دارد. این کار به ما کمک می کند بفهمیم این شبکه عصبی چگونه ممکن است دچار اختلال شود."

آینده درمان های روان پزشکی و اخلاق مداری

نویسندگان مطالعه معتقدند که تحقیقات آینده می تواند بر پایه این یافته ها، درمان های جدیدی برای بیماری های روان پزشکی که با کاهش شدید انگیزه همراه هستند (مانند افسردگی و اسکیزوفرنی) توسعه دهد. به عنوان نمونه، داروهای خاص یا روش های تحریک عمقی مغز (DBS) ممکن است بتوانند مسیر بین استریاتوم و پالیدوم شکمی را اصلاح کنند. همچنین، این کشف می تواند به روان درمانگران کمک کند تا روش های رفتاردرمانی شناختی (CBT) را برای مراجعان خود شخصی سازی کنند.

با این حال، آمموری هشدار می دهد که این «ترمز انگیزه» احتمالا نقش بسیار مهمی در بقا دارد و هرگونه تکنیک درمانی در این زمینه نیازمند تنظیمات بسیار دقیق است. او تاکید می کند: "ضعیف کردن بیش از حد ترمز انگیزه می تواند منجر به رفتارهای خطرناک یا ریسک پذیری مفرط شود." از این رو، هرگونه مداخله درمانی در آینده باید با دقت کالیبره شده و در چارچوب های اخلاقی سخت گیرانه ارزیابی شود.

ارسال به دوستان