فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۵۹۰
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۵ - ۱۹-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۵۹۰
انتشار: ۱۲:۰۵ - ۱۹-۰۲-۱۴۰۵

آسیب جدی کاخ گلستان و سعدآباد در جنگ اخیر

آسیب جدی کاخ گلستان و سعدآباد در جنگ اخیر
کشور ما در یک سال اخیر با دو بحران متمایز ۱۲ روزه و ۴۰ روزه روبه‌رو شد. در بحران اول، آمادگی‌ها محدود و تجربه عملی اندک بود، اما در مخاصمه ۴۰ روزه، باتکیه‌بر پروتکل‌ها و کتاب‌های راهنمایی که در این فاصله تدوین و دیجیتال‌سازی شده بود، وضعیت بهتری داشتیم.

درحالی‌که آتش‌بس هر روز شکننده‌تر به نظر می‌رسد، آثار تاریخی آسیب‌دیده از جنگ ۴۰ روزه در وضعیتی معلق میان «ترمیم» و «فرسایش» ایستاده‌اند. معمولاً پس از پایان حمله‌ها، بحرانی دیگر تازه آغاز می‌شود؛ بحرانی خاموش که می‌تواند بخشی از حافظه تاریخی یک کشور را برای همیشه از میان ببرد. آینه‌کاری‌هایی که زیر موج انفجار از سقف جدا شده‌اند، آثاری که شبانه از موزه‌ها خارج شده‌اند و بناهایی که ردِ آسیب هنوز بر جانشان مانده است، همگی نشانه‌های یک «وضعیت شکننده»‌اند. کارشناسان میراث‌فرهنگی هشدار می‌دهند که در مرحله پس از بحران «زمان» اهمیت حیاتی پیدا می‌کند؛ جایی که هر تأخیر در تثبیت و مرمت اضطراری می‌تواند به‌اندازه خودِ جنگ ویرانگر باشد.

تأخیر در مرمت اضطراری، به‌اندازه جنگ مخرب است

به گزارش پیام ما، بناهای تاریخی ایران که از موج انفجارهای اخیر جان سالم به در برده‌اند، اکنون در وضعیتی «شکننده» و «برزخی» قرار دارند. «غلامرضا رحمانی»، رئیس پژوهشکده حفاظت و مرمت، معتقد است اگرچه در مخاصمه اخیر نسبت به بحران‌های قبلی آماده‌تر بوده‌ایم، اما هنوز تا رسیدن به یک مدیریت بحران تخصصی و چندرشته‌ای فاصله داریم. او هشدار می‌دهد که در شرایط فعلی «زمان» بزرگ‌ترین دشمن میراث‌فرهنگی است و هرگونه اظهارنظر غیرکارشناسی می‌تواند اعتبار بین‌المللی ایران را در پیگیری حقوقی خسارت‌ها خدشه‌دار کند:

کشور ما در یک سال اخیر با دو بحران متمایز ۱۲ روزه و ۴۰ روزه روبه‌رو شد. در بحران اول، آمادگی‌ها محدود و تجربه عملی اندک بود، اما در مخاصمه ۴۰ روزه، باتکیه‌بر پروتکل‌ها و کتاب‌های راهنمایی که در این فاصله تدوین و دیجیتال‌سازی شده بود، وضعیت بهتری داشتیم. انتقال سریع آثار منقول به مخازن در مجموعه‌هایی مثل «موزه ملی» و «کاخ گلستان»، از یک فاجعه ملی جلوگیری کرد. بااین‌حال نباید از کاستی‌ها چشم‌پوشی کرد؛ در بخش‌هایی از اجرای کامل پروتکل‌ها بازماندیم و اگر این ضعف‌ها را نشناسیم، امکان اصلاح آن‌ها نیز فراهم نخواهد شد.

امروز در مرحله‌ای قرار داریم که نه می‌توان آن را پساجنگ نامید و نه پساآتش‌بس؛ این وضعیت مبهم، خود یک بحران جدید است. بناهایی مثل کاخ گلستان و سعدآباد که تحت‌تأثیر موج انفجار بوده‌اند، تعادل سازه‌ای خود را ازدست‌داده‌اند. سقف‌هایی که در حال جداشدن هستند و آینه‌کاری‌هایی که از بستر کنده شده‌اند، نیازمند اقدام فوری‌اند. امروز هنوز می‌توان جلوی انهدام را گرفت، اما فردا شاید برای مرمت هم دیر باشد. خطر تنها نظامی نیست؛ تغییرات اقلیمی و تنش‌های حرارتی نیز بر سازه‌های آسیب‌دیده فشار می‌آورند و تهدیدی جدی محسوب می‌شوند.

در معماری ایرانی، تزیینات صرفاً جنبه زیبایی ندارند. کاشی‌کاری یا گچ‌بری، لایه‌ای حفاظتی برای سازه در برابر فرسایش و رطوبت است. وقتی بر اثر موج انفجار این تزیینات آسیب می‌بینند، لایه‌های زیرین بنا، بی‌دفاع می‌شوند. ریزش این عناصر نه‌تنها ارزش هنری بنا را از بین می‌برد، بلکه کارکرد حفاظتی آن را نیز مختل کرده و روند تخریب را سرعت می‌بخشد.

یکی از چالش‌های بزرگ ما، اظهارنظرهای غیرمستند درباره میزان خسارت‌هاست. اگر قرار است در مجامع بین‌المللی ادعای خسارت کنیم، باید سندی قوی، پایش‌شده و مبتنی بر مستندات دقیق علمی ارائه دهیم. تناقض میان گزارش‌های فعلی با اظهارنظرهای قدیمی درباره سلامت سازه‌ها می‌تواند در فضای دیپلماسی حقوقی، علیه ما استفاده شود و اعتبار علمی کشور را زیر سؤال ببرد.

مشکل اساسی اینجاست که مدیریت بحران یک حوزه مستقل و چندرشته‌ای است. یک متخصص مرمت به‌تنهایی نمی‌تواند بحران را مدیریت کند. ما به تیم‌هایی نیاز داریم که توالی اقدامات، از مستندنگاری تا استحکام‌بخشی، را بشناسند. در حال حاضر پیوندسازمانی لازم میان معاونت میراث‌فرهنگی و بدنه تخصصی پژوهشگاه در زمان بحران به‌درستی شکل نگرفته است؛ به‌طوری‌که موزه‌های خصوصی، فعال‌تر از بخش دولتی از مشاوره‌های ما استفاده می‌کنند.

باید به یک اصل بنیادین بازگردیم: در هر بحرانی، اولویت اول انسان است. کارکنان، یگان حفاظت و امنای اموال باید در امنیت باشند. مدیریت بحران از انسان آغاز می‌شود؛ اگر این نگاه وجود نداشته باشد و ندانیم چه کسی در زمان وقوع حادثه در محل بوده و چه دیده است، هیچ برنامه مرمتی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.

مدیریت بحران فقط با آموزش معنا دارد

«فاطمه علی‌میرزایی»، کارشناس حفاظت و مرمت در پژوهشگاه میراث‌فرهنگی معتقد است مدیریت بحران در حوزه میراث زمانی مؤثر است که «آموزش تخصصی، ساختار اجرایی چابک و برنامه‌ریزی عملیاتی» سه‌ضلعی اصلی آن باشند. او که سال‌ها در زمینه آموزش پدافند غیرعامل و مدیریت بحران فعالیت کرده است، می‌گوید ایران با طیفی گسترده از بحران‌های طبیعی و انسان‌ساخت روبه‌روست و همین موضوع ضرورت نگاه علمی و استاندارد در حفاظت از میراث را دوچندان می‌کند:

رشته من حفاظت و مرمت آثار تاریخی است، اما در طول کار فهمیدم مدیریت بحران، دیگر فقط یک علاقه شخصی نیست، بلکه ضرورتی حرفه‌ای است.

من دوره‌های مربیگری پدافند غیرعامل، سناریونویسی بحران و سیستم فرماندهی حادثه (ICS) را گذرانده‌ام و هدفم این بوده که «دانش مدیریت بحران» را از سطح نظری به کاربرد عملی در میراث‌فرهنگی تبدیل کنم.

بحران یعنی لحظه‌ای که باید سریع تصمیم گرفت و در این میان هماهنگی میان بخش‌ها حیاتی است. در واقع ساختار مدیریت بحران باید به‌گونه‌ای طراحی شود که امکان واکنش سریع فراهم باشد و این جز با پروتکل‌های مشخص و آموزش هدفمند ممکن نیست. بحران فقط جنگ نیست. ما کشوری داریم که زلزله‌خیز، سیل‌خیز و درگیر فرونشست زمین است و تهدیدهای انسان‌ساخت را هم باید به آن اضافه کرد؛ بنابراین مدیریت بحران، باید همه این خطرات را در نظر بگیرد و تنها محدود به مخاصمه نظامی نباشد. در حوزه میراث‌فرهنگی نیز باید این مسائل به‌طورجدی لحاظ شود.

پروتکل‌های بین‌المللی تأکید دارند که هر طرح توسعه، از پروژه‌های شهری تا برنامه‌های نظامی، باید آثار تاریخی و ثبت جهانی را در نظر بگیرد. این بخش جدانشدنیِ حفاظت است. در بسیاری کشورها دستورالعمل رفتار در بحران برای همه رده‌های شغلی وجود دارد و همین آموزش‌ها باعث هماهنگی در تصمیم‌گیری می‌شود. در ایران نیز لازم است آموزش مدیریت بحران در حوزه میراث‌فرهنگی به شکلی ساختارمند دنبال شود.

البته اقدامات اولیه در این مسیر آغاز شده است، اما کافی نیست. باید بر ظرفیت‌های کارشناسی موجود تکیه کنیم تا آموزش‌ها از حالت مقطعی به برنامه‌ای منسجم تبدیل شود.

به باور من میراث‌فرهنگی صرفاً موضوعی فرهنگی نیست، بلکه بخشی از سرمایه ملی است و باید جایگاهی روشن در برنامه‌ریزی بحران داشته باشد. قانون مدیریت بحران، ابزار همکاری میان دستگاه‌ها را فراهم کرده است. وزارت میراث می‌تواند با نهادهایی مانند «سازمان مدیریت بحران» و «وزارت راه» برای مستندسازی و حفاظت بهتر همکاری کند. همچنین نهادهای بین‌المللی همچون «ایکوم»، «ایکوموس» و «ایکروم» دستورالعمل‌های دقیقی برای حفاظت در شرایط بحران تدوین کرده‌اند. من در پژوهش‌ها تلاش کرده‌ام این استانداردها را با شرایط ایران تطبیق دهم تا کارآمدتر و قابل‌استفاده‌تر شوند.

سرمایه‌گذاری در پیشگیری و آمادگی، بیش از هر اقدام دیگری خسارات را کاهش می‌دهد. اگر ساختار و آموزش‌ها از قبل آماده باشد، واکنش سریع نیز ممکن خواهد شد.

مستندسازی دقیق آثار با ابزارهایی مانند تصویربرداری استاندارد و GIS اهمیت زیادی دارد. اطلاعات تاریخ‌دار و دقیق نه‌تنها برای ارزیابی خسارت، بلکه برای پیگیری‌های حقوقی بین‌المللی نیز اهمیت حیاتی دارند.

من معتقدم یکی از اصول جهانی مدیریت بحران، تعیین اولویت آثار در شرایط اضطراری است. باید از پیش بدانیم کدام آثار یا مخازن باید زودتر تخلیه یا محافظت شوند. در کنار آن، تحلیل خطر و پهنه‌بندی تهدیدها باید به ابزار اصلی برنامه‌ریزی حفاظتی تبدیل شود، چراکه شناخت خطر، کیفیت تصمیم‌گیری را به طور محسوسی افزایش می‌دهد.

به‌طورکلی مدیریت بحران یک فرایند یادگیرنده است. از هر بحران باید درس گرفت و همان درس‌هاست که سیستم‌ها را اصلاح می‌کند. هرچه آموزش و آمادگی بیشتر باشد، حفاظت از میراث‌فرهنگی نیز مؤثرتر خواهد شد.

شکاف میان تعهدات و واقعیت

در دنیای پرتلاطم امروز، بناهای تاریخی و میراث‌فرهنگی همواره در معرض تهدید جدی قرار دارند. معاهدات بین‌المللی مانند معاهده لاهه (۱۹۵۴) و کنوانسیون‌های ژنو (۱۹۴۹) چارچوب‌های روشنی را برای حفاظت از این میراث تعیین کرده‌اند و باتوجه‌به آسیب‌هایی که بناهای تاریخی در جنگ اخیر متحمل شدند در مورد این دو قانون صحبت‌های بسیار و بحث‌های متعددی شده است، بسیاری از بناها قبل از وقوع جنگ، دستورالعمل‌های این معاهدات را رعایت کرده‌اند؛ اما «محدثه میردریکوند»، معمار و مرمتگر معتقد است؛ واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که شکاف عمیقی میان تعهدات نظری و اجرای عملی وجود دارد. به باور او دو چالش اساسی در این میان وجود دارد: اول، موانع پیش روی متخصصان میراث‌فرهنگی برای ارزیابی و حفاظت فوری پس از وقوع آسیب؛ و دوم، ناکافی بودن آموزش‌های نیروهای نظامی و امدادی برای مدیریت و حفاظت اولیه از این بناها در شرایط بحرانی:

یکی از انتقادات اساسی به نحوه مدیریت بحران میراث‌فرهنگی در زمان جنگ، نبودِ دسترسی به‌موقع و مؤثر متخصصان به مناطق آسیب‌دیده است. پس از وقوع حملات یا حوادثی که به بناهای تاریخی خسارت وارد می‌کند، نخستین و حیاتی‌ترین اقدام، ارزیابی دقیق میزان آسیب و انجام اقدامات حفاظتی فوری و اضطراری است؛ امری که تنها با حضور کارشناسان مرمت، باستان‌شناسان و متخصصان میراث‌فرهنگی ممکن می‌شود، زیرا این افراد می‌توانند با دانش تخصصی خود از تخریب بیشتر جلوگیری کنند و مستندات لازم را نیز جمع‌آوری کنند. بااین‌حال، در بسیاری از مناطق درگیر جنگ، نیروهای نظامی و امنیتی به دلایل مختلف مانع ورود کارشناسان به مناطق آسیب‌دیده می‌شوند؛ دلایلی که گاه به نگرانی‌های امنیتی مربوط است، گاه به اولویت‌دادن مسائل امنیتی نسبت به میراث‌فرهنگی و گاه نیز ناشی از نبود درک درست از اهمیت اقدامات تخصصی. این تأخیر یا ممانعت، پیامدهای ویرانگری دارد: تخریب بیشتر بناها در اثر عوامل محیطی مانند باران، باد یا دخالت‌های غیرکارشناسانه؛ ازدست‌رفتن شواهد تاریخی ارزشمندی که برای شناخت تاریخ و هویت یک ملت حیاتی‌اند؛ و کاهش اثربخشی روند بازسازی، زیرا نبود یک ارزیابی صحیح در مراحل اولیه، طرح‌های مرمتی آینده را با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند و حتی ممکن است منجر به اجرای راه‌حل‌های نادرست شود.

چالش دوم به آموزش نیروهای نظامی و امدادی بازمی‌گردد؛ نیروهایی که در خط مقدم رویارویی با بحران قرار دارند؛ اما آموزش‌های لازم برای مواجهه صحیح با بناهای تاریخی آسیب‌دیده را دریافت نکرده‌اند. آموزش‌های استاندارد نظامی و امدادی عموماً بر نجات جان انسان‌ها و تأمین امنیت تمرکز دارد، اما مفاد معاهداتی مانند لاهه، وظایف مشخصی را نیز در قبال میراث‌فرهنگی تعیین می‌کند که اجرای آن‌ها نیازمند آموزش‌های ویژه است. نبود این آموزش‌ها باعث می‌شود نیروها توانایی شناسایی بناهای تاریخی و اماکن فرهنگی حساس را نداشته باشند، آگاهی کافی از پروتکل‌های حفاظتی و مفهوم ایجاد «مناطق امن» برای میراث‌فرهنگی وجود نداشته باشد، و گاهی نیز دخالت‌های ناخواسته آن‌ها پس از انفجار یا آسیب، شدت تخریب را افزایش دهد. افزون بر این، هماهنگی مؤثر میان فرماندهان نظامی، نیروهای امدادی و متخصصان میراث‌فرهنگی نیز شکل نمی‌گیرد و این خود روند مدیریت بحران را دشوارتر می‌کند.

در چنین شرایطی، درحالی‌که معاهدات بین‌المللی مانند معاهده لاهه و کنوانسیون‌های ژنو چارچوب‌های حقوقی لازم را برای حفاظت از بناهای تاریخی در زمان جنگ تعیین کرده‌اند، اجرای عملی این تعهدات با کاستی‌های جدی مواجه است. جلوگیری از دسترسی به‌موقع متخصصان میراث‌فرهنگی به مناطق آسیب‌دیده و کمبود آموزش‌های تخصصی برای نیروهای نظامی و امدادی دو شکاف مهمی هستند که مانع از حفاظت مؤثر از میراث‌فرهنگی می‌شوند.

برای رفع این کاستی‌ها لازم است پروتکل‌های روشن و اجرایی برای دسترسی سریع کارشناسان تدوین شود، آموزش‌های تخصصی حفاظت از میراث‌فرهنگی در دوره‌های استاندارد نیروهای نظامی و امدادی گنجانده شود، و هماهنگی میان نهادهای مسئول از طریق کارگروه‌های مشترک تقویت گردد. بی‌توجهی به این مسائل به معنای پذیرش تخریب غیرقابل‌بازگشت بخشی از تاریخ و هویت انسانی است و حفاظت از میراث‌فرهنگی در زمان جنگ تنها اقدامی فرهنگی نیست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از تعهدات بشردوستانه و حفظ کرامت انسانی محسوب می‌شود.

اهمیت دسترسی فوری متخصصان میراث‌فرهنگی به بناهای تاریخی آسیب‌دیده در زمان جنگ، موضوعی انکارناپذیر است. این متخصصان با دانش فنی و تجربی خود می‌توانند میزان دقیق خسارت را ارزیابی کنند، عوامل تشدیدکننده تخریب را بشناسند و طرح‌های حفاظتی اضطراری را برای جلوگیری از فروپاشی کامل یا آسیب بیشتر تدوین نمایند. هرگونه تأخیر در این روند، به معنای ازدست‌دادن فرصتی طلایی است؛ فرصتی که می‌تواند از تخریب بیشتر جلوگیری کند، شواهد تاریخی را مستند سازد و بنیان بازسازی‌های آینده را فراهم آورد. در بحران‌های گذشته و حتی در شرایط درگیری‌های احتمالی، نبود یک گروه متخصص و سازمان‌یافته در ایران که بتواند بلافاصله پس از حادثه وارد عرصه شود، باعث تشدید خسارات و دشوارشدن مستندسازی شده است. درحالی‌که نیروهای نظامی و امدادی وظایف خود را در تأمین امنیت و نجات جان انسان‌ها انجام می‌دهند، نبود تیم‌های تخصصی میراث‌فرهنگی در کنار آن‌ها سد بزرگی در مسیر حفاظت مؤثر از گنجینه‌های تاریخی کشور ایجاد کرده است. این وضعیت، ضرورت ایجاد و تقویت نهادهای تخصصی واکنش سریع در حوزه میراث‌فرهنگی را بیش از هر زمان دیگری روشن می‌کند و امید می‌رود تجربه جنگ اخیر موجب شود وزارت میراث‌فرهنگی کشور به این موضوع ورود کرده و به شکلی اصولی آن را در دستور کار خود قرار دهد.

ارسال به دوستان
ماکرون به کشورهای آفریقایی می‌رود اعلام آمادگی لوئیز سوارز برای بازگشت به تیم ملی اروگوئه در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ مارهای چهارپا (+اینفوگرافیک) ادعای رسانه عربی درباره جایگزینی امارات به جای ایران در جام جهانی هشدار زرد هواشناسی؛ بارش‌های سیل‌آسا در ۲۴ استان کشور موج جدید بازداشت علمای شیعه بحرین تولد استثنایی ۵ قلوها در یزد؛ مادری که با ۳۱ سال سن ۹ فرزنده شد ماگیار به‌عنوان نخست‌وزیر مجارستان سوگند یاد کرد صنعت نشر و کتاب ؛ وقتی نه می‌شود تولید کرد نه قیمت گذاشت! نمایشگاه کتاب به ‌نفع کیست؟  هشدار دستگاه قضا به اخلال‌گران: در اردوگاه دشمن بازی نکنید پسر پزشکیان: اغلب کسب و کارهای وابسته به اینترنت آسیب دیده‌اند/ سرنوشت اقتصاد به نحوه ختم جنگ هم بستگی دارد علی تاجیک سرمربی تیم ملی تکواندو بزرگسالان شد صدراعظم آلمان: پایان دادن به جنگ ایران هدف مشترک اروپا و آمریکاست محدودیت ترافیکی در تونل رسالت؛ باند شمالی شنبه‌شب مسدود است لغو پرواز های شرکت هواپیمایی «ویز ایر» به اسرائیل