فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۳۸۵۵
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۷ - ۲۸-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۳۸۵۵
انتشار: ۱۳:۳۷ - ۲۸-۰۲-۱۴۰۵
آیا ایرانِ باثبات، تهدیدی برای نظم تک‌قطبی است؟

پارادوکس ثبات و قدرت؛ بازخوانی راهبرد کلانِ واشنگتن در قبال تهران

پارادوکس ثبات و قدرت؛ بازخوانی راهبرد کلانِ واشنگتن در قبال تهران
رابطۀ ایالات متحده و ایران در دهه‌های اخیر، همواره در سایۀ این پرسش استراتژیک قرار داشته که واشنگتن خواهان ایرانِ مقتدر و پایدار است یا ایرانِ ضعیف و درگیر در تنش‌های فرساینده؟ پاسخ به این معما، فراتر از شعارهای دیپلماتیک است و در مفهوم «توازن قوا» در خاورمیانه ریشه دارد.

عصر ایران ؛ یلداآذرپی - یکی از کلیدی‌ترین پرسش‌ها در تاریخ روابط بین‌الملل و مطالعات ژئوپلیتیک معاصر این است که چه ایرانی مد نظر ایالات‌متحده است؟ پاسخ به این پرسش، در لایه‌های پنهانِ «دکترین امنیت ملی آمریکا» نهفته است. رابطۀ ایالات متحده و ایران در دهه‌های اخیر، همواره در سایۀ این پرسش استراتژیک قرار داشته که واشنگتن خواهان ایرانِ مقتدر و پایدار است یا ایرانِ ضعیف و درگیر در تنش‌های فرساینده؟

پاسخ به این معما، فراتر از شعارهای دیپلماتیک است و در مفهوم «توازن قوا» در خاورمیانه ریشه دارد. از منظر رئالیسم سیاسی، آمریکا در قالب قدرت هژمون، به طور سنتی از ظهور هر قدرت منطقه‌ای که توانایی چالش‌گری در برابر نظم مطلوب واشینگتن را داشته باشد، بیمناک است. از این رو، ثباتی که منجر به «اقتدار ملی و نفوذ منطقه‌ای مستقل» ایران شود، لزوماً در سبد منافع آمریکا تعریف نمی‌شود. درنتیجه، استراتژی‌های مهار، تحریم و فشار، نشان‌دهندۀ تمایل ساختاری ایالات‌متحده به حفظ ایران در وضعیتِ «تنش مدیریت‌شده» است تا از تبدیل آن به قطب قدرت بلامنازع در منطقه جلوگیری کند.

اقتدار مستقل؛ خط قرمز راهبرد هژمونیک

در نگاه استراتژیکِ آمریکا، «اقتدار» زمانی پذیرفتنی است که در مدار منافع واشنگتن تعریف شود. ایران مقتدر، به دلیل موقعیت منحصربه‌فردِ جغرافیایی، منابع عظیم انرژی و عمق راهبردی، پتانسیل تبدیل‌شدن به قدرت اول منطقه را دارد. اما تاریخ روابط نشان داده آمریکا ایران مقتدر و مستقل را بزرگترین تهدید برای معماری امنیتی‌اش در خاورمیانه می‌داند. اقتدار ایران به معنای خودکفایی در امنیت و نفی حضور نظامی بیگانگان است؛ امری که مستقیماً با منافع صنایع نظامی و حضور ژئوپلیتیک آمریکا در تضاد است. بنابراین، واشینگتن ترجیح می‌دهد ایران را در گیرودار بحران‌های داخلی و خارجی ببیند تا مانع از آن شود که این کشور به اوج نفوذ و اثرگذاری تمدنی و سیاسی‌اش دست یابد

استراتژی «تنش مدیریت‌شده»؛ یعنی نه فروپاشی، نه پیشرفت

ایالات متحده در قبال ایران معمولاً از الگوی «تنش مدیریت‌شده» پیروی می‌کند. از یک سو، واشنگتن خواهان فروپاشی کامل و هرج‌ومرج مطلق در ایران نیست، زیرا پیامدهای امنیتی‌اش (مانند بحران پناهجویان، به خطر افتادن جریان انرژی و خلأ قدرت) می‌تواند کل منطقه را به آتش بکشد. از سوی دیگر، به‌شدت با «ثبات توسعه‌محور» که منجر به شکوفایی اقتصادی و تکنولوژیک ایران می‌شود، مقابله می‌کند. هدف این استراتژی، نگه‌داشتن ایران در وضعیت «خاکستری» است؛ وضعیتی که در آن انرژی ملی کشور به جای صرف‌شدن در مسیر توسعه و جهش اقتصادی، صرف مدیریت بحران‌ها، دفع تحریم‌ها و تقابل‌های دیپلماتیک شود. این تنش دائمی، ابزار مناسبی برای فرسایش قدرت ملی ایران در درازمدت است.

ایران‌هراسی و بازار تسلیحات؛ سود آمریکا در سایۀ تنش

ایران مقتدر، باثبات و اهل تعامل با همسایگان یعنی پایان توجیه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس. یکی از مهم‌ترین ستون‌های سیاست خارجی آمریکا در منطقه، فروش میلیاردها دلار تسلیحات به کشورهای حاشیۀ خلیج فارس است. این تجارت پرسود، مستلزم وجود «تهدید دائمی» و فضای پرتنش است. اگر ایران به‌عنوان قدرت باثبات و خیرخواه در منطقه تثبیت شود، پروژۀ «ایران‌هراسی» شکست خورده و نفوذ واشنگتن به‌عنوان «تأمین‌کنندۀ امنیت اعراب» از بین می‌رود. از این رو، حفظ چهره‌ای پرتنش از ایران برای آمریکا، ضرورت اقتصادی و استراتژیک است تا به این ترتیب بتواند پیمان‌های نظامی‌اش را حفظ کند و وابستگی کشورهای منطقه را استمرار بخشد.

سد تحریم؛ جلوگیری از پیوند ایران به زنجیرۀ ارزش جهانی

آمریکا به خوبی می‌داند که ثبات اقتصادی ایران، منجر به پیوند عمیق این کشور با قدرت‌های نوظهوری مثل چین و روسیه و تشکیل بلوک‌های جدید قدرت می‌شود. اعمال تحریم‌های فلج‌کننده، دقیقاً با هدف جلوگیری از این ثبات راهبردی طراحی شده است. به زعم ایالات‌متحده، ایرانِ پرتنش که درگیر نوسانات ارزی و تنگناهای معیشتی است، نمی‌تواند به عنوان «شریک قابل اطمینان» در پروژه‌های بزرگی مثل جادۀ ابریشم جدید یا کریدورهای شمال-جنوب نقش‌آفرینی کند. آمریکا با ایجاد فضای بی‌ثباتی اقتصادی، در واقع به دنبال «منزوی‌سازی ساختاری» ایران است.

هدف نهایی این است که ایران به جای تبدیل‌شدن به قطب اقتصادی منطقه، کشوری درگیر مشکلات داخلی باشد که همۀ توانش صرف بقای روزمره شود.

مهار نفوذ منطقه‌ای؛ ثبات ایران به مثابۀ تغییر موازنه

از منظر واشنگتن، ثبات و قدرت داخلی ایران یعنی نفوذ در عراق، سوریه، لبنان و یمن. آمریکا همیشه تلاش کرده با ایجاد تنش‌های پیرامونی، تمرکز راهبردی ایران را بر مسائل امنیتیِ مرزهایش معطوف کند. ایران باثبات، پتانسیل آن را دارد که مدل حکمرانی و مقاومت خود را صادر کند و توازن قوا را به ضرر متحدان اصلی آمریکا تغییر دهد.

به همین دلیل، ایجاد کانون‌های بحران در اطراف ایران و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی درونی، بخشی از بازی بزرگتر برای محدود کردنِ شعاع اثرگذاری تهران است. راهبرد آمریکا، نگه‌داشتن ایران در آستانه است؛ کشوری نه آن‌قدر مقتدر که نظم منطقه‌ای واشنگتن را به چالش بکشد و نه آن‌قدر ناتوان که فروپاشی‌اش، منطقه را با خلأ قدرت و هرج‌ومرجِ پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه کند.

برچسب ها: ایران ، منطقه ، خاورمیانه
ارسال به دوستان
برنامه ۱۵ هزار مگاواتی صندوق توسعه ملی برای پایان ناترازی برق تا تابستان ۱۴۰۶ قوه قضائیه: ارسال ابلاغیه حجاب برای بانوان در تجمعات اصفهان کذب است زیر ۱۵ سال ممنوع! رده‌بندی سریال‌ها در نمایش خانگی (+جدول) بحران در قلب پادشاهی؛ آیا بریتانیا از اداره خود ناتوان شده است؟ مشترکان خانگی برق نیازی به مراجعه به بورس ندارند تمدید خودکار ثبت سفارشات منقضی اجرای پایلوت طرح شناسه‌دار کردن سوخت در جایگاه‌ها قائم‌پناه: بیش از ۷۰ درصد مردم با محدودیت اینترنت مخالف‌اند پذیرش ضمانت‌نامه بانکی برای مالیات ارزش افزوده واردات کالای اساسی دستگیری زوج سارق حرفه‌ای طلاجات در پایتخت ماشین، انسان را می‌کشد؛ چه یکباره، چه ذره‌ ذره! موسویان: آمریکا و اسرائیل به دنبال اجرای «مدل لیبی» در ایران هستند برنامه کاهش ۵ درصدی مصرف برق در اوج بار تابستان ۱۴۰۵ بحران ارزی جهانی از دل بحران انرژی آمد ماهلین و آیهان در صدر نام های نوزادان همدانی در سال ۱۴۰۴