عصر ایران ؛ علی نجومی ــ اواخر تابستان 1213 خورشیدی است و خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار با خدم و حشم عازم شیراز می شود تا به وضعیت مالیات این ولایت رسیدگی کند. سالهاست حسینعلی خان فرمانفرما ( با فرمانفرمای مشهور اشتباه نشود) والی آن جاست اما حساب کتاب ها آن قدر کم و زیاد شده است که شاه قاجار را مجبور کرده است از تهران جان دل بکند و راهی سفر شود .در این سفر همسر عزیز دردانه اش یعنی طاووس خانم یا همان تاج الدوله هم همراهش است.
حال و احوال جسمانی شاه قاجار هم چندان مساعد این سفر نیست. انواع و اقسام مریضی ها از قبیل قولنج، بیمارهای کبدی و سل امانش را بریده است اما هر چه هست او عزم سفر می کند اما از اصفهان جلوتر نتوانست برود و در کاخ سعادت آباد سر در دامن تاجالدوله درگذشت.
علی میرزا ظل السلطان

خبر مرگ شاه زودتر از آن که به ولیعهد یعنی محمد میرزا( محمد شاه بعدی) در تبریز ولیعهد نشین برسد به تهران و علی میرزا ظلالسلطان پسر فتحعلیشاه که حاکم تهران بود رسید او هم نگذاشت و نه برداشت اعلام سلطنت کرد که تا من به عنوان پسر خاقان مغفور زنده هستم چه معنی دارد نوه اش شاه شود.
اما درایت قائم مقام فراهانی باعث شد این غایله به نتیجه ای نرسد و علی میرزا ظلالسلطان به حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شد. بعد هم با وساطت بزرگان مملکتی به او اجازه دادند به منطقه ای خوش آب و هوا در شمال تهران یعنی روستای امام زاده قاسم در بالای تجریش فعلی برود و مجاور امام زاده قاسم(ع) شود.
اما بعد از مدتی چند تن از سرکردگان ایلات مازندران به کمک او می آیند و او را از تهران متواری می کنند. محمد شاه هم برای این که بر دردسرهای اوایل سلطنتش نیافزاید تصمیم می گیرد پیگیر ماجرا نشود و این امکان را به عمویش یعنی علی میرزا ظل السلطان داد تاه برای زیارت خانه خدا به مکه برود اما بعدا از تصمیم خود منصرف می شود و دستور می دهد ظل السلطان را در همدان دستگیر کنند و به مراغه بردند.
مدتی ظل السلطان در قلعه اردبیل زندانی بود ولی بعدا توانست به روسیه فرار کند و از آن جا هم به عثمانی رفت و هر چند وفت یکبار سودای سلطنت به سرش می زد اما هربار ناکام می ماند. تا اینکه عاقبت در سال 1238 خورشیدی در کربلا فوت کرد و در همانجا هم به خاک سپرده شد.
اما برگردیم به امام زاده قاسم (ع) طبق معتبرترین نظرات، این امامزاده، قاسم بن حسن بن زید بن حسن مجتبی میباشد که دختر او به نام خدیجه به همسری حضرت عبدالعظیم در میآید . از آن زمان توجهات به این امام زاده و اراضی اطرافش در میان درباریان افزایش یافت. حتی طاووس خانم هم در روستای امامزاده قاسم عمارت ییلاقی داشت. گفته شده است تاج الدوله تابستان ها را در عمارت ییلاقی خود در آبادی امامزاده قاسم سپری می کرد
اصل بقعه در دوره شاه طهماسب صفوی ساخته شده بود و در زمان فتحعلیشاه هم بقعه توسعه پیدا کرد و ایوانی رو به جنوب ساخته شد و ایوان شرقی تبدیل به رواق حرم شد. سپس گنبد کاشیکاری شدهای نیز بر فراز بارگاه احداث کردند.

بیرون بقعه و در گوشه جنوب غربی بنای قدیم، هنوز طاق نماها و رومیهای عهد صفویه مشهود است. گنبد بیرونی بنا پیازی شکل است و ساقه آن با پوششی از کاشی خشتی با نقوش هندسی و خطوط کوفی بنایی تزیین شدهاست. صندوق امامزاده در سال ۹۶۳ هـ. ق در سی و سومین سال پادشاهی شاه طهماسب صفوی روی مرقد نصب شد. البته شایان ذکر است که بقعه هشت ضلعی قدیمی را در همان چهارصد و چند سال پیش از بیرون هم تعمیر و مرمت نموده با احداث جرزها و طاق ها آن را مستحکم ساخته و به صورت چهار ضلعی در آورده اند.
اما در زمان تبعید علی میرزا ظل السلطان ، آثار گذر زمان و سالخوردگی بر پیکره ساختمان و سازه امام زاده عیان شده بود چند سال بعد که کم کم پای شاهزادگان قاجار بیشتر و بیشتر به روستای امام زاده قاسم(ع) باز شد، ناصر الدین شاه تصمیم گرفت دستور به مرمت اساسی سازه را بدهد.
پیشتر گفتیم که حال و هوای روستای امام زاده قاسم مناسب تفرج و استخوان سبک کردن جماعت به تنگ آمده از گرمای تابستان تهران تا به این ییلاق محبوب بروند. به همین علت مشاهیر قابل ملاحظه ای دارای املاک و باغات در این منطقه شدند از آن جمله :
سلطان احمدمیرزا پسر فتحعلی شاه قاجار؛ نصرت الدوله فرمانفرما فیروزمیرزا؛ میرزا نصرالدوله صدرالممالک؛ مجدالدوله داماد ناصرالدین شاه شوهر فخرالدوله (باغ او معروف به باغ دوقلو بوده است)؛ سلطان علیخان وزیر دربار؛ الٰهیار صالح و حسنعلی خان وزیری.
از دیگر باغهای معروف آبادی امامزاده قاسم، باغ ملک است که به نوشتهی معیرالممالک این باغ در واقع همان باغ نصرت الدولهی فرمانفرما بوده است که بعدها به تملک حاجی ملکالتجار درآمده است.
در مورد اب و آب رسانی این منطقه هم باید گفت که آب آشامیدنی و کشاورزی روستای امام زاده قاسم توسط چندین رشته نهر، قنات، چند حلقه چاه، استخر، آبانبار و چشمه تأمین میشده است.