فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۸۴۵۱۰
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۲ - ۱۸-۰۴-۱۳۹۲
کد ۲۸۴۵۱۰
انتشار: ۱۱:۱۲ - ۱۸-۰۴-۱۳۹۲

آن فکري را که تو کردي من هم کردم!

پارچه فروشي مي رود در يک آبادي تا پارچه هايش را بفروشد. در بين راه خسته مي شود و مي نشيند تا کمي استراحت کند. در همان وقت سواري از دور پيدا مي شود. مرد پارچه فروش با خود مي گويد: بهتر است پارچه ها را به اين سوار بدهم بلکه کمک کند و آن ها را تا آبادي بياورد. وقتي سوار به او مي رسد، مرد مي گويد: «اي جوان! کمک کن و اين پارچه ها را به آبادي برسان». سوار مي گويد: «من نمي توانم پارچه هاي تو را ببرم» و به راه خود ادامه مي دهد.

مرد سوار مسافتي که مي رود، با خود مي گويد: «چرا پارچه هاي آن مرد را نگرفتم؟ اگر مي گرفتم، او ديگر به من نمي رسيد. حالا هم بهتر است همين جا صبر کنم تا آن مرد برسد و پارچه هايش رابگيرم و با خود ببرم». در همين فکر بود که پارچه فروش به او رسيد. سوار گفت: «عمو! پارچه هايت را بده تا کمکت کنم و به آبادي برسانم.» مرد پارچه فروش گفت:«نه! آن فکري راکه تو کردي من هم کردم».
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
اگر گیاه‌خوارید، این پیتزای کدو سبز و پنیر را از دست ندهید انواع عزت نفس در روانشناسی؛ چرا بعضی‌ها فقط «نقاب» عزت‌نفس دارند؟ جاده ابریشم چگونه تاریخ جهان را تغییر داد؟ مسیر ۴۰۰۰ مایلی که شرق و غرب را به هم پیوند زد زن ۲۸ ساله با هویت جعلی وارد دبیرستان نیویورک شد چرا مجارستان در وسط ناکجاآباد یک میدان ساخت؟ Watch Fit 5 Pro هواوی چه چیزهایی دارد؟ چغندر چه تأثیری بر فشار خون و عملکرد بدن دارد؟ راهنمای عملی خالی کردن و پاکسازی ذهن پیش از مطالعه و شکست دادن غول کنکور یک مرد به خاطر نظر دادن درباره دامن چرمی از روسیه اخراج شد ۹ ماده غذایی که زنان برای عمر طولانی تر باید بیشتر بخورند شامی چه تفاوتی با کتلت دارد؟ رابُر کرمان تا دربار قاجار؛ این خانمِ بانفوذ، کیست‌؟ یکی از دلهره آورترین جاده های چین را بشناسید ۳ نشانه اضطراب عملکرد بالا که خانواده و دوستان متوجه آن نمی شوند مشخصات آنر Magic9 Pro Max لو رفت؛ باتری غول‌پیکر و دو دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی