فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۵۱۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۳ - ۱۴-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۵۱۷
انتشار: ۱۳:۱۳ - ۱۴-۰۲-۱۴۰۵

دهه شصت میلادی تا پیش از ۱۹۹۰: چه چیزی این نسل را متمایز می‌کند؟

دهه شصت میلادی تا پیش از ۱۹۹۰: چه چیزی این نسل را متمایز می‌کند؟
نسل هزاره‌ها (متولد 1981-1996): در عصر پیشرفت سریع تکنولوژی رشد کرد. اغلب به عنوان “بومیان دیجیتال” شناخته می‌شودبرای تعادل کار و زندگی، تنوع و فراگیری ارزش قائل بودند.

تفاوت نسل‌ها چیزهای بدیهی است. به خاطر تفاوت شرایط اجتماعی و شیوه ارتباطات و دوری یا نزدیکی به جنگ‌ها و رکودهای اقتصادی، هر نسل با نسل دیگر متفاوت است و به همین خاطر است که غربی‌ها اسم‌هایی را نسل‌های مختلف مردم گذاشته‌اند. مثلا:

تفاوت مهارت در نسل های مختلف

نسل خاموش (متولد 1928-1945):

که همچنین معروف به سنت گرایان هم هستند.

اینها در دوران رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم بزرگ شد.

برای وفاداری، سخت کوشی و احترام به اقتدار ارزش قائل بودند.

شاهد تغییرات اجتماعی و فناوری قابل توجهی بود.

 بیبی بومر‌ها (نسل پر نوزاد) (متولد 1946-1964):

رشد اقتصادی پس از جنگ را تجربه کرد.

با رونق کودک پس از جنگ جهانی دوم زندگی کردند.

شاهد جنبش حقوق مدنی، جنگ ویتنام و مسابقه فضایی بود.

با ارزش‌های سنتی و اخلاق کاری مرتبط است.

 نسل X (متولد 1965- تا اواخر دهه 1980):

بسیاری از آن‌ها شاهد کار هم پدر و هم مادر خود بودند.

شاهد ظهور تکنولوژی و ظهور رایانه‌های شخصی بود. (در جامعه غربی)

خصوصیات درهمی مانند استقلال، بدبینی و سازگاری مشخص دارند.

پایان جنگ سرد و ظهور موسیقی‌های جایگزین را تجربه کرد.

نسل هزاره‌ها (متولد 1981-1996):

در عصر پیشرفت سریع تکنولوژی رشد کرد.

اغلب به عنوان “بومیان دیجیتال” شناخته می‌شود.

برای تعادل کار و زندگی، تنوع و فراگیری ارزش قائل بودند.

با چالش‌هایی مانند بحران مالی 2008 و بدهی وام دانشجویی مواجه شد.

 نسل Z (متولد 1997-2012):

با گوشی‌های هوشمند، رسانه‌های اجتماعی و ارتباط بی‌درنگ بزرگ شده‌اند.

با تکنولوژی دوست بودند و کارآفرینی را دوست داشتند

تنوع، عدالت اجتماعی و پایداری محیطی برایشان مهم بود.

دنیایی پرسرعت و پر از اطلاعات را تجربه کردند..

 نسل آلفا (متولد 2013 و پس از آن):

اولین نسلی که به طور کامل در قرن بیست و یکم پرورش یافت.

انتظار می‌رود که از نظر فناوری غوطه ورترین و متصل‌ترین نسل باشد.

متاثر از رویکرد‌های آموزشی در حال تحول و پیوستگی جهانی هستند.

ویژگی‌ها و تأثیرات اجتماعی آنها هنوز در حال آشکار شدن است.

 نسل میهن Homeland Generation (احتماال، متولد اواسط دهه 2020 و پس از آن):

همچنین معروف به Gen Omega یا Generation Glass شناخته می‌شود.

انتظار می‌رود با فناوری‌های پیشرفته‌ای مانند AI، AR و VR رشد کندن.

پیش‌بینی می‌شود که به شدت جهانی شدن را تجربه کنند.

احتمالاً با چالش‌های مربوط به تغییرات اقلیمی و اختلالات فناوری روبرو خواهد شد.

 نسل بتا (متفکران، متولد اواسط دهه 2030 و بعد از آن):

پیش‌بینی می‌شود بیشتر با فناوری‌های پیشرفته سازگار شود.

انتظار می‌رود اثرات تغییرات ژئوپلیتیکی که هم‌اکنون در حال رخ دادن هستند، درگیرشان کنند و آنها فکری به حال این مسائل کنند.

پتانسیل افزایش همکاری در مسائل جهانی را احتمالا دارند. ولی کلا در مورد آینده که نمی‌توان زیاد دقیق شد!

اما در ایران این توالی نسل‌ها مسلما به شکل دیگری بوده است و شرایط اجتماعی و اقتصادی و جنگ و سیاست و فناوری با تاخیر یا ترکیب دیگری نسل‌ها را شکل داده است.

در این میان شاید تشابهی بین متولدین دهه شصت به خصوص نیمه اول آن و اواخر دهه پنجاه شمسی با فرنگی‌های زاده شده بین سال‌های 1980 تا 1990 وجود داشته باشد.

امروز در یک پیچ فرنگی دیدم که همین سوال شده و از کاربرانی که در این محدوده زمانی زاده شده‌اند خواسته شده که خصوصیت و ویژگی یا تفاوت عمده خود را بیان کنند.

برخی از کامنتها جالب بودند:

– من می‌تونستم با خودکار یک نوار کاست صوتی را جلو یا عقب کنم.

– من می‌تونستم شماره تلفن حفظ کنم.

-اون زمان آدم می‌تونست حوصله‌اش سر بره و راستش مشکل زیادی هم از این بابت نداشتیم. (در مقایسه با مشغول بودن کنونی ما با شبکه‌های اجتماعی و دنیای دیتا و همیشه متصل)

-می‌تونستم خودروی کلاسیک برانم.

-می‌تونستم کاست سلکشن بزنم. (در مورد آمریکایی در همین زمان بعضی‌ها سی دی رایت می‌کردند.)

-این کامنت جالب بود: توانایی تفکر انتقادی داشتم. این مهارتی است که ما فکر می‌کنیم نسل جدید به صورت استدلالی ندارند. یعنی در حالی که به شدت جویای احقاق حقوق خود هستند و خواسته‌های خود را بیان می‌کنند، اما نقد افکار دیگران در قالب مقاله و پاراگراف‌های طولانی در آنها کمتر دیده می‌شود.

– هر چیزی خراب می‌شد بازش می‌کردی و خیلی وقت‌های همین باز و بسته کردن، درستش می‌کرد! (پدرم را به یاد می‌آورم)

-می‌تونستم از نقشه کاغذی استفاده کنم.

-از رادیو موسیقی ضبط می‌کردم. (دقیقا کاری که خودم و خیلی‌های دیگر می‌کردند. دانلود در آن زمان چیزی تخیلی بود!)

-از تلفن ثابت با شماره‌گیر سنتی استفاده می‌کردم.

-بلد بودم درست به کارتریج‌های نینتندو فوت کنم تا خاک‌تاکنی شوند و دوباره به کار بیفتند.

– با سیستم MS-DOS کار می‌کردم.

– در مورد غربی‌ها: بلد بودم آغاز و پایان پخش آگهی را پیشبینی کنم تا وقتی از روی تلویزیون برنامه روی ویدئو ضبط می‌کنم، نوار هدر نره!

– در مورد ما: تخیلاتی داشتیم و صحنه‌های تعدیل شده فیلم‌ها و سریال‌ها را پیشبینی می‌کردیم و اغلب خیلی بدتر از چیزی که واقعا بودند.

– بلد بودیم با عبارت مختلف تشکر کنیم.

-بدون اینکه از کنسرت با گوشی فیلمبرداری کنیم به کنسرت می‌رفتیم. (در مورد ما تا سال‌ها، کداک کنسرت؟!)

-با رادیو دوست بودیم. بلد بودیم به سرعت پیچ رادیو را بچرخانیم و ایستگاه مورد نظر را بگیریم. می‌دانستیم در کدام ساعات کدام طول موج ایستگاه مورد نظر کیفیت بهتری دارد. خیلی وقت‌ها صدای تداخل امواج ایستگاه رادیویی کناری با ایستگاه مورد نظر را باید تحمل می‌کردیم.

-فوتبال را سال‌های سال به صورت زنده فقط می‌توانستیم با رادیو دنبال کنیم و پخش زنده را در نظرمان خیلی شیک و دست نیافتنی کرده بودند. (تا سال 1994 تقریبا این مسئله در ایران ادامه داشت!)

-ارتباط بین فردی بهتری داشتیم.

– همه با هم شب‌های یک سریال یا فیلم را می‌دیدیم و روز بعد با دوستان خود آن را مرور می‌کردیم.

-بلد بودیم با سیستم ضبط برنامه‌ریزی شده VHS‌کار کنیم. (در مورد ما سال‌ها بعد این امر اتفاق افتاد)

-جدول رده‌بندی لیگ‌ها را فقط از طریق مجله‌های ورزشی می‌توانستیم داشته باشیم.

-هفته‌نامه‌های ورزشی-فرهنگی تا حدی زرد منتشر می‌شدند و هر هفته یک یا چند ورزشکار و هنرمند را دعوت می‌کردند تا مردم به آنها زنگ بزنند!

-یک بار برای اطلاع از نتیجه یک مسابقه به هفته‌نامه ورزشی زنگ زدم!

-مخستین هکرها، هکرهای تلفن‌های عمومی بودند!

– وقتی دستگاه پخش به اصطلاح نوار کاست را می‌جوید و خراب می‌کرد، بلد بودیم یک جراحی دقیق انجام بدهیم. قسمت خراب را قیچی کنیم و دو سر سالم را چسب بزنیم!

-اطلس‌های جغرافیایی و کره‌های جغرافیایی خیلی برایمان مهم بود.

-زیاد کتاب می‌خواندیم و صحنه‌ها و صورت شخصیت‌ها را تخیل می‌کردیم.

-چیزی به عنوان ماراتون سریال‌بینی وجود خارجی نداشت. الان می‌توانید چند قسمت از یک سریال را در یک روز ببینید ، اما ما باید یک هفته منتظر می‌ماندیم تا جنگجویان کوهستان را ببینیم!

-محافظه‌کار بودیم! نقدهایی در مغزهای همه‌مان شکل می‌گرفت و با خودمان می‌گفتیم که بیان کردن آنها نشان دادن بی‌ادبی یا ناهماهنگی با جمع است و بعدها از اوایل دوره اینترنت و وبلاگ شگفت‌زده فهمیدیم آن افکار را همه‌مان داشتیم!

منبع: یک پزشک

برچسب ها: دهه شصت ، مهارت ، استعداد
ارسال به دوستان