عصر ایران ؛ زهره نیلی ــ «آغاز جنگ ایران و عراق، غیرمنتظرهای بود. بچهها کیف و کتاب خریده بودند و آماده میشدند به مدرسه بروند که عراق به ایران حمله کرد و همهچیز نقش بر آب شد... من عضو هیئتمدیره کانون پرورش فکری بودم. یک روز، یکی از بچهها آمد و گفت: اوضاع خیلی خراب است. دشمن حمله کرده و ما باید به جبهه برویم و از خود دفاع کنیم.
آن روزها، یکسری گروههای چریکی به همت دکتر چمران شکل گرفته بود تا عراقیها را سرگرم کنند و مانع از پیشروی بیشترشان در خاک ایران شوند. ما عضو این گروهها شدیم و راهی جبهه. یک روز صبح، فرماندهمان گفت: به بالای آن تپه بروید و ببینید دشمن تا کجا جلو آمده است؟
حرکت کردیم و به نیمه راه نرسیده بودیم که با بیسیم فرمان دادند «زمینگیر» شوید و فقط یک نفر از ما که سربازی رفته بود، میدانست زمینگیر شدن یعنی چه. دراز کشیدیم و تا ظهر فردا همانجا ماندیم. نزدیک ظهر برایمان غذا آوردند: نان خشک و ماست چکیده؛ آب و انار هم بود. همه رفتند سراغ آب و نان اما من یکی از انارها را برداشتم. باز کردم... یاد گردنبند یاقوت مادرم افتادم... وااااای، چقدر یاقوت... صد دانه یاقوت.»
اینها بخشی از گفتههای مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسندهای است که چند نسل، شعرها و قصههایش را خوانده و با آنها خاطره ساختهاند.
با او از برنامه رادیویی «شببهخیر کوچولو» و لالایی خاطرهبرانگیز «گنجشک لالا، سنجاب لالا، آمد دوباره مهتاب لالا» گفتهایم. به دنیای پرراز و رمز قصهها سفر کرده و به ضرورت قصهگویی در دنیای مدرن و عصر دیجیتال پرداختهایم.
عشق، یکی دیگر از محورهای گفتوگو با مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسندهای بوده که نخستینبار برای نوجوانها از عشق سروده؛ آن هم در روزگاری که گفتن و نوشتن از رابطه عاشقانه برای این گروه سنی، یک خط قرمز پررنگ بهشمار میرفته است.
با او از واقعیتهای تلخ زندگی هم گفتهایم؛ از طلاق، مرگ، جنگ، حتی سوگ جمعی. از اینکه چگونه میتوانیم با بچهها از رفتن عزیزانشان بگوییم.
راستی، به جز گفتن از عشق و مرگ و قصه و جنگ با مصطفی رحماندوست، روزگاری را مرور کردهایم که شمارگان کتاب به بیش از یک میلیون نسخه در یک چاپ میرسید و ۳۲ عنوان نشریه برای کودکان و نوجوانان منتشر میشد. روزهایی که خانوادهها با خرید یک مجله میتوانستند برای بچههایشان هم شعر بخوانند، هم قصه. جدول و بازی و سرگرمی هم داشت. افسوس که از آن همه، چیزی نمانده است.
برای دیدن و شنیدن گفتههای استاد مصطفی رحماندوست و خاطرهبازی با او، با «گفتوگوهای عصر ایرانی» همراه شوید.
به استحضار همراهان فرهیخته عصر ایران می رسانیم به دلیل محدودیت های اینترنت در ایران ، تا عادی شدن وضعیت ، ویدئوها در خارج کشور قابل مشاهده نیستند.
پوزش ما را بپذیرید؛ قدرتان را می دانیم.
به امید روزهای خوب برای ایران عزیزمان.